على محمدى خراسانى
439
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . اسباب و عواملى كه سبب جور مىشود كدامند ؟ 3 . چه عواملى سبب صعوبت يا سهولت آن مىشوند ؟ 4 . كجاها جور ارادى ، قصدى و عمدى است و كجاها عمدى نيست ؟ و به چه كيفيتى عمل جائرانه است ؟ و . . . ( اينها را بايد از كتب مطوّله جويا شد ) . و امّا الاعتذار ؛ معتذر شخصى است كه از گذشته ناراضى نيست ، بلكه مدافع است و بدنبال عذر ، بهانه و توجيه عمل گذشته است . كه حقيقت آن اعتذار از تظلّم شاكى و دفع تظلّم و جواب از اشكالات او است . اعتذار به يكى از دو صورت زير واقع مىشود : 1 . از ريشه ظلم و جور را انكار كند و بگويد اصلا چنين عملى واقع نشده است . 2 . اگر وقوع حادثه را قبول دارد بايد ظلم و جور بودن آن را انكار كند زيرا عدل و حسن بودن يا ظلم و قبيح بودن بسيارى از كارها بالوجوه و الاعتبار است يعنى به وجهى حسن است و به اعتبارى قبيح ، مثلا زدن يتيم اگر به قصد تأديب باشد حسن و بايستنى است و اگر به قصد تشفّى و خنك كردن دل باشد قبيح و نبايستنى است و . . . و امّا الندم ؛ شعبه چهارم اين است كه شخصى اقرار و اعتراف به ظلم كرده و از آن نادم و پشيمان است ، گاهى هم استغفار گويند يعنى شخص جائر از گناه خود توبه كرده و تقاضاى عفو ، گذشت يا تخفيف مجازات را از دادگاه دارد و . . . و البتّه خود اعتذار كه شعبه سوم بود و استغفار كه شعبه چهارم بود شيوههاى مختلفى دارد كه شرح هريك از آنها موجب طول كلام مىگردد . 4 . انواع مربوط به مشاورات صنف سوم از اصناف خطابه راجع به انواع ( قواعد كلّى ) مشاورت است . پيش از اين در امر سيزدهم از امور باب اوّل با معنا و تعريف مشاوره آشنا شديم . و دانستم كه خطابه به امور مستقبل تعلّق مىگيرد . در اين مبحث ، از مباحث باب خطابه ، پيرامون قواعد كلّى آن بحث مىكنيم . مقدمه ؛ امور در يك تقسيم سه دسته مىشوند : 1 . امورى كه مستقيما تحت اختيار ما انسانها و مقدور ما است . 2 . امورى كه غيرمستقيم به فعل ما ارتباط پيدا مىكند ولو خود آن امر از تحت اختيار ما بيرون است مثل تابش نور ، كه در سايه آفتاب ، انسانها بسيارى از كارها را