على محمدى خراسانى

433

شرح منطق مظفر (فارسى)

خطابه بتواند از اين انواع ، مواضع را استنباط كند و در استدلال خطابى از اين مواضع و مقدّمات استفاده كند . از آن رهگذر كه خطابه اصنافى دارد ( منافرات ، مشاورات و مشاجرات ) و هر صنفى هم متناسب با خود ، انواع و قواعد كلّى مخصوص به خود دارد ، بايد خطيب از آنها به خوبى آگاه باشد . مناسب است در اين‌جا به گوشه‌هايى از اين انواع اشاره كنيم . تفصيل آن مربوط به كتب مطوّله و دقّت‌هاى شخص خطيب است . 2 . انواع مربوط به منافرات در مطلب سيزدهم از مطالب باب اوّل خطابه گفتيم كه يكى از اصناف سه‌گانهء خطابه ، منافرات است . « منافرات » امورى هستند كه مثبت مدح يا ذمّ شخص يا شيىء مىشود آن هم به اعتبار امرى كه بالفعل و هم‌اكنون در خارج موجود و در حال جريان است . كار خطيب اين است كه اگر در مقام مدح است براى شنوندگان تبيين كند كه اين عمل بايستنى است ، اين شخص آدم بافضيلتى است ، اين شيىء موجود داراى منفعت است و . . . اگر در مقام مذمت است با بيانى رسا تقرير كند كه اين عمل نبايستنى است ، اين شخص داراى رذائل اخلاقى است ، فلان‌چيز به حال فرد يا جامعه ضرر دارد و . . . مثالهاى آن را بعدا بيان مىكنيم ) . وجه تسميه : منافرات را ، منافرات گويند از آن جهت كه با امور مذكور مردم از يكديگر تنافر پيدا كرده ، جدا شده و دسته‌دسته مىشوند و برخى با بيان فضايل و رذائل درصدد عيبجوئى بعضى و انزجار از گروهى برمىآيند . ضمنا مطلبى كه در آخر بحث يازدهم باب اوّل ، بدان اشاره شد در اينجا تفصيلا بيان مىشود كه خصوص منافرات از خطابه با جدل ، يك ما به الاشتراك و دو ما به الامتياز دارند . امّا ما به الاشتراك همان بود كه بيان شد كه در جدل و منافرات نتيجه تنافر و اختلاف است و اين‌كه مردم از فلان عمل يا شخص متنفر شوند . امّا ما به الامتياز : 1 . در خطابه اين خطيب است كه متكلّم وحده و يكه‌تاز ميدان است و عنان مركب سخن را بدست گرفته و بلامنازع به هر سويى كه مايل باشد مىتازد . ولى در جدل ، شخص رقيب دارد و سخن از آن هردو است كه با يكديگر به مبارزه پرداخته و تيرهاى سخن را به سمت يكديگر نشانه مىروند و يكى سائل و ديگرى مجيب است . 2 . هدف اصلى خطيب مجرّد غلبه بر يك شخص يا يك شيئ و صرف مدح يا ذمّ