على محمدى خراسانى
417
شرح منطق مظفر (فارسى)
است و با حيله و صناعت حاصل نمىشود ، و همچنين از عواملى است كه مستقيما در اقناع نفس نقش دارد . شهادت حال دو شعبه دارد : 1 . بهحسب شخص قائل 2 . بهحسب قول امّا شهادت حال بهحسب قائل : اهم امورى كه قرينهء حاليّه مىشوند و صدق گفتار خطيب را تأييد و تصديق مىنمايند عبارتند از : 1 . خطيب در ميان مردمان به فضيلت و كمال معروف باشد يعنى همگان او را به عنوان شخص بافضيلتى بشناسند . منظور از فضيلت امور زير است : معروف به صداقت و راستگوئى و امانتدارى باشد ، معروف به معرفت و تميز باشد يعنى بدانند كه او داراى شناختى بالا بوده و حقّ و باطل را از هم تميز مىدهد و اينها مايهء فضيلت و كمال خطيب هستند . 2 . اگر خطيب داراى فضائل فوق نيست ولى در ميان مردم معروف و مشهور است به امورى كه مايهء احترام جامعه و اعجاب آنان مىباشد و سخن يا حكم او را مىپذيرند مثلا معروف به سخندانى و مهارت خطابى است ، يا معروف به شجاعت نادرى است ، يعنى كمتر كسى در اين مورد مثل او شجاعت دارد فرضا جهان پهلوان است ، يا معروف به ثروت و توانگرى است يا به يك وجههء سياسى و همه او را به عنوان رجل سياسى مىشناسند يا به اينكه صاحبمنصب رفيع و مقام منيعى است مثلا رئيس جمهور يا نخستوزير است و . . . و سبب تأثير فوق العادهاى بر مستمعين است تا چه رسد به اينكه محبوب قلوب يا مورد اعجاب جامعه و يا مورد وثوق و امانتدارى هم باشد و . . . و هر اندازه كه آوازهء او بزرگ باشد و احترام او در قلوب بيشتر باشد به همان اندازه سخنش خريدار داشته و تأثيرش كلامش عميقتر است . 3 . برفرض از جهات مذكور معروفيّتى ندارد ولى در هنگام سخنرانى آثار و نشانههاى صدق گفتار و ايمان به كلام در تمام وجود او و چهرهء او محسوس است مثل اينكه وقتى در مقام بشارت به خير برمىآيد با همهء وجود علائم شادمانى چهرهء او را تسخير مىكند بهگونهاى كه گويا آن نعمتهاى بهشتى را مىبيند و وجدان مىكند و هنگامى كه از عذاب الهى سخن مىگويد و مردمان را از شرور و نقمات انذار مىكند علامات خوف ، لرزيدن و ناشكيبايى در چهرهاش پيداست ، يا مثلا هنگامى كه از يك