على محمدى خراسانى
412
شرح منطق مظفر (فارسى)
آنان را به سمت خود جلب كند تا گفتارش در مستمعين مؤثر باشد و در شنوندگان يك حالت انفعال نفسانى كه مناسب با هدفش باشد ايجاد كند تا براى اصغاء و گوش فرادادن مهيّا شوند . مثل اينكه حالت انفعالى رقّت قلب و رحمت و شفقت و مهربانى را در آنان ايجاد كند تا آنها را قانع كند به كمك مالى و . . . مثلا بگويد : مسلمانان فلان منطقه دچار مشكلات جنگ و قحطى و . . . شدهاند فرزندانشان از گرسنگى تلف مىشوند ، جوانان آنها توان رزم ندارند و . . . پس سزاوار است كه به آنها كمك شود . و يا در آنها حالت انفعالى خشم و غضب را نسبت به امرى ايجاد كند سپس آنها را قانع سازد به اينكه فلان شخص را بايد اعدام كرد ، فلان مركز را بايد تخريب كرد ، فلان اقدام را بايد انجام داد و . . . و يا با يك سلسله نكات و لطيفههاى ارزنده لحظاتى آنان را بخنداند تا از كسالت درآيند و مجدّدا با آمادگى كامل مطالب او را گوش كنند و اينها را شيرينى كلام خويش سازد . مثلا براى اينكه مستمعين را متوجّه سازد كه آنان متخلق به اخلاق فاضله و كريمه هستند بدانها بگويد : شما انسانهاى شجاعى هستيد ، شما از دشمن ترسى نداريد و . . . ، شماها افراد كريم و بخشنده هستيد و در هر مرحلهاى كه از شما تقاضاى كمك شده با تمام وجود كمك كرده و مىكنيد ، شما اهل انصاف هستيد ، شما عدل و داد را دوست مىداريد ، شما حقّ را بر همهچيز مقدّم مىداريد و . . . و يا به آنها بفهمانند كه شماها وطن خود را دوست مىداريد و در راه دفاع از وطن صادق هستيد و ثابت كرديد كه در اين راه ثابتقدم هستيد ، قربانى مىدهيد ولى يك وجب از خاك وطن را به اجنبى نمىدهيد ، ما به دشمن اجازه نمىدهيم كه خيال تجاوز در سر داشته باشد و براى رسيدن به يك وجب از آب و خاك ما بايد از درياى خون بگذرد و . . . و براى اثبات اين مطالب كه شما انسانهاى چنين و چنان هستيد خطيب مىتواند از راه مدح و ثناء آنان وارد شود ( البتّه اين غيراز تملّق و چاپلوسى است بلكه بيان واقعيّات و حقايقى است براى آمادهسازى و آماده نگهدارى مردم تا در مقابل دشمن بايستند و . . . ) مثلا سوابق درخشان آنها را يادآورى كند كه شما بوديد با دستخالى بر رژيم تا دندان مسلّحى پيروز شديد ، شما بوديد كه مستشاران امريكايى را از مملكت بيرون ريختيد ، شما بوديد كه هشت سال تمام در كمال مظلوميّت و تنهايى مردانه ايستاديد و از شرف و ناموس و دين خود دفاع كرديد و . . .