على محمدى خراسانى

411

شرح منطق مظفر (فارسى)

راه‌ها و روش‌هاى تقويت و تكميل آن ، اين نعمت عظماى الهى صدچندان مىگردد و جهان را زير سيطرهء خود مىگيرد همان‌گونه كه ساير نعمت‌هاى الهى نيز چنين است . مثلا ذهن انسان ظرف معارف الهى است كه اگر از اين حافظه و استعداد خدادادى استفاده نشود رفته‌رفته كند مىگردد ولى اگر ذهن را به كار انداختيم و با تمرين‌ها و دقّت در مسائل علمى آن را تشحيذ نموديم تدريجا قوّت گرفته و مشكل‌ترين مطالب را مىتواند حلّ كند ، ظرف ذهن بر خلاف ظروف خارجيه است زيرا كه ظروف خارجى ظرفيّت معيّنى دارند كه وقتى تكميل شد ديگر ما زاد بر آن را پذيرا نيستند ولى ظرف ذهن محلّ معارف است هرچه بر معلومات افزوده شود وسيع‌تر مىگردد . البتّه ما يك سلسله قواعد مضبوط ، مدون و معيّنى نداريم كه خطيب به آن‌ها مراجعه كند و طبق آن دستور العمل ، در رفع ، خفض ، ترجيع و استرسال آن بكوشد و حركت كند بلكه اين وابسته به دقّت و تيزهوشى شخص خطيب است كه با تجربيّات فراوان و تمرينات زياد در كار خود مهارت كسب كند و بداند كه كدام لهجه براى كدام مرحله مؤثّر است و . . . روى همين اصل كه ضابطه‌اى ندارد ، ملاحظه مىكنيم كه برخى از خطباء در اثر تقليد نابجا از بعض ديگر دچار شكستى فاحش مىگردند زيرا كه فلان خطيب در فلان مجلس فلان حالت و لهجه را به خود گرفت و موفّق بود ولى اين خطيب نگون‌بخت كه سوراخ دعا را گم كرده بود در جلسهء ديگر همان را به كار برد و ناموفّق از آب درآمد درحالىكه اگر قواعد و ضوابط مشخصّى مىداشت حتما اين نيز با مراعات آن‌ها موفّق مىشد پس دقّت‌هاى خود شخص خطيب بسيار مهمّ است . 8 . استدراجات برحسب مخاطب مطلب هشتم از مطالب شانزده‌گانهء باب اوّل خطابه ، و جزء چهارم از اجزاء ستّهء خطابه ، راجع به استدراجات برحسب حال مخاطب است ، و اين قسم از استدراجات نيز همانند دو قسم قبلى از عواملى است كه نقش مستقيم در اقناع ندارد بلكه نقش غير مستقيم دارد يعنى موجب استعداد و آمادگى مخاطب براى اقناع مىشود و اين نيز محتاج صناعت و استادى و مهارت است كه كار هركسى نيست . استدراجات برحسب مخاطبين عبارت است از اين‌كه : خطيب درصدد اين باشد كه شنوندگان حاضر در مجلس را به سوى خويش متمايل ساخته ، احساسات و عواطف