على محمدى خراسانى
410
شرح منطق مظفر (فارسى)
« سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ » * ذكر شده است . « 1 » و طبق بيان راغب در مفردات ، از نظر لغت دو معنا دارد . معناى اوّل با بحث ما تناسب دارد و آن ، انجام تدريجى كارى است . زيرا اصل اين مادّه از درجه گرفته شده كه به معناى پله است ، همانگونه كه انسان در صعود و نزول از طبقات پايين عمارت به بالا ، يا بهعكس ، از پلهها استفاده مىكند همچنين هرگاه چيزى را تدريجا و مرحلهبهمرحله بگيرند يا بدهند ، به اين عمل استدراج گفته مىشود . ) استدراجات برحسب قول نيز همانند استدراجات برحسب قائل ، از جمله عواملى هستند كه مستقيما موجب اقناع مردم نمىباشند ولى به صورت غيرمستقيم موجب اقناعاند يعنى موجب استعداد شنوندگان و آمادهسازى آنان براى اقناع مىگردد . اين نوع نيز مثل نوع قبلى نيازمند صناعت و فنّ است و بايد گفت : كار هر بز نيست خرمن كوفتن * گاو نر مىخواهد و مرد كهن حال تعريف اصطلاحى استدراجات بهحسب قول ، عبارت است از اينكه : لهجه و آهنگ و موسيقى كلام خطيب ، يك لهجهاى باشد كه متناسب با غرض و مقصد او باشد مثلا گاهى نياز پيدا مىكند كه صدايش را بالا ببرد و به بالاترين صوت فرياد بزند و گاهى صدا را پايين آورد و با نرمى و آهسته سخن بگويد ، گاهى ترجيع صوت ايجاد كند ( صدا را در گلو بغلطاند و چهچه بزند و يا صدا را با سرعت يا با تأنى و آرامش رها كند ، گاهى نياز به تقطيع صوت دارد كه كلام را قطعهقطعه و بريدهبريده و گزيده القاء كند و . . . تمام اين ويژگىها بايد متناسب با مقتضاى حال باشد و هركدام را كه موجب اصل تأثير يا تأثير بيشتر مىگردد با كمال ظرافت و دقّت و استعداد به كار ببندد . صداى نيكو و زيبا ، نيكو القاء كردن مطالب به مستمعين ، قدرتمند بودن بر تصرّف در نبرات و فراز و نشيبها ، پستى و بلندى ، زير و بم صدا و تغيير دادن آن برحسب نياز ، كه كجا صدا را قوّى و بلند ادا كند و كجا آرام و نرم و . . . از جملهء مهمترين عواملى هستند كه در سايهء اينها خطيب موفق و پيروز ، از خطيب ناموفق و شكستخورده ، ممتاز مىگردد . صوت حسن و جهات ديگرى كه ذكر شد در مرحلهء اوّل يك موهبت الهى و خدادادى است كه بعضى انسانها از داشتن اين نعمت محرومند و تنها عدّهاى از انسانها بهطور فطرى و طبيعى و غريزى خوش الحان هستند ولى با تمرينهاى مداوم و آموختن
--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 183 و سورهء قلم ، آيهء 44 .