على محمدى خراسانى
403
شرح منطق مظفر (فارسى)
مىخواهد پيدا كنند . رسيدن به اين هدف ، آگاهى كامل از صناعت خطابه را مىطلبد . ما در فصل سوم از صناعات خمس ، اسلوب خطابه و عوامل آن را كه ابزار كار خطيب هستند تبيين مىكنيم . بعد از آن به عهدهء خود خطيب است كه تمرين و ممارست داشته باشد و با كسب تجربيّات فراوان اين امور را بهجا و به موقع به كار بندد تا به اهداف عاليه و انسان دوستانه و خداپسندانهء خود - اگر دعوتكنندهء به خير است - برسد . 4 . اجزاء الخطابة بهطور كلّى خطابه بر دو جزء و به تعبير بهتر بر دو ركن استوار است : الف . عمود ؛ كلمهء عمود در لغت عرب به معناى ستون و پايه آمده است . مثلا در روايات مىخوانيم : « الصلاة عمود الدين » يعنى نماز ستون دين و ركنى از اركان ، و پايهاى از پايههاى دين است ، و يا : « بنى الاسلام على خمس على الصلاة و . . . » . يا به والدين انسان ، عمودين گفته مىشود چون دو ركن اساسى به وجود آورندهء انسان و علّت اعدادى هستند . امّا در اصطلاح منطقدانان ، در باب خطابه مرحوم مظفر به دو بيان آن را ذكر مىكنند : بيان اوّل ؛ عمود عبارت است از مادهء قضاياى خطابه ( موضوعات ، محمولات ، كلمات ، جملات ، آيات ، روايات ، اشعار ، ضرب المثلها ، كلمات عظماء و حكماء و در يك كلام صغريات و كبريات ) كه حجّت اقناعى و استدلال خطابى بر آنها مبتنى است و از آنها فراهم مىآيد . حجّت اقناعى را در اصطلاح صناعت خطابه « تثبيت » گويند كه در آينده تبيين خواهد شد ( اگر حجّت خطابى به صورت قياسى منطقى ، بيان شود نامش تثبيت است ) . بيان دوم ؛ كه جامعتر و واضحتر است ، اينكه عمود هر قولى ( مركب تامّ خبرى يا قضيّهاى ) است كه لذاته ( بدون انضام مقدّمات خارجيّه ) منتج مطلوب باشد آن هم انتاج بهحسب اقناع يعنى انتاجى كه موجب اقناع مخاطبين و مستمعين گردد . وجه تسميه : عمود را ، عمود گويند به اعتبار آنكه قوام خطابه بر اين مواد و قضايا است ( و در حقيقت مكرّر گفتهايم كه هر قياس و استدلالى مادّه و صورتى دارد ، صورت و هيئت روى ماده مىآيد و عمود هم ماده قياس خطابى است ) و تكيهگاه خطيب در اقناع مردم همين قضايا است لذا عمود و پايه و اساس نام گرفته .