على محمدى خراسانى
396
شرح منطق مظفر (فارسى)
نفرين طرف اجتناب كند ( مثلا نگويد : ملعون تو چنين مىگويى ) . از مسخره كردن طرف و به ريشخند گرفتن او اجتناب كند . و خلاصه از هر آنچه كه باعث مىگردد احساسات و عواطف پاك مردم عليه او تحريك و برانگيخته شود و يا احساسات خصم را عليه خود برانگيزد و مايهء برافروخته شدن آتش كينه و دشمنى گردد اعراض كند . چرا كه بدينوسيله مجلس بحث به مجلس دعوا و مرافعه مبدّل شده ، هدف اصلى از بحث گم مىشود . در اين زمينه قرآن كريم خطاب به پيامبر مىفرمايد : « جادلهم بالتى هي احسن » « 1 » يعنى بايد جدال تو به نحو احسن باشد . 7 . در مقام بحث ، اهل داد و قال نباشد و صدايش را از حدّ معمول و متعارف بلندتر نكند . چرا كه اين امر سبب سستى و تزلزل موضع او مىشود و مردم مىگويند : معلوم مىشود او حرفى براى گفتن ندارد كه داد و بيداد راه انداخته و فرياد نعرههايش گوش فلك را كر كرده و گرنه آهسته و معمولى سخن مىگفت . توصيه مىشود معمولى حرف زده و كلامش را با قوّت و استحكام و اطمينان صددرصد ادا كند و بهگونهاى سخن نگويد كه مشعر به ترديد و آشفتگى و سستى و شتابزدگى باشد بلكه متين و آرام و نرم ولى قرص و محكم ، چرا كه تأثير اين اسلوب به مراتب بيشتر از تأثير اسلوب صيحه و فرياد و نعره كشيدن و داد و بيداد كردن است . 8 . در مقام خطاب با خصم متواضع باشد و به طرف احترام بگذارد . مثلا وقتى از طرف مطلبى نقل مىكند بگويد : شما چنين و چنان فرموديد و در مقام بيان كلام خويش بگويد : بنده عرض مىكنم و . . . از كلماتى كه نشانگر خود بزرگبينى ، كبر و غرور است و نيز از به كار بردن كلمات ناشايسته و نابجا حدّ الامكان بپرهيزد . 9 . هنگام سخن گفتن خصم ، وى با تمام وجود تظاهر به گوش دادن نمايد و نشان دهد كه به حرف خصم اعتناء كامل دارد و گوش مىكند ( مىگويند : وقتى كسى مطلبى را براى حضرت امام قدّس سرّه بازگو مىكرد با اينكه خود يقين به آن داشتند ولى با تمام وجود گوش مىدادندن تا به شخصيّت طرف لطمهاى نخورد و . . . ) . و وطى كلام نكند ( به قول عوام وسط حرف ديگرى نپرد ) و قبل از اينكه خصم
--> ( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 125 .