على محمدى خراسانى
374
شرح منطق مظفر (فارسى)
اخصّ هستند و ثانيا هيچكدام در جواب ما هو واقع نمىشوند . خلاصه اينكه : محمولات در باب جدل چهار قسم مىشوند : 1 . حدّ 2 . خاصه 3 . جنس 4 . عرض . قوله : و امّا مقدّمه ؛ بهطور كلّى محمولاتى كه بر نوع حمل مىشوند عبارتند از : 1 . حدّ ، مثل الانسان حيوان ناطق . 2 . خود نوع ، مثل الانسان انسان . 3 . جنس ، مثل الانسان حيوان . 4 . فصل ، مثل الانسان ناطق . 5 . عرض عامّ ، مثل الانسان ماش . 6 . عرض خاصّهء مساويّهء ، مثل الانسان ضاحك . 7 . عرض خاصّهء اخصّ ، مثل الانسان عالم . با حفظ اين مقدّمه گويا كسى مىگويد : شما در باب كليّات خمس ، كلّى مقول و محمول را پنج قسم كرديد و قسم پنجم آن عبارت بود از خود نوع كه مىگفتيد : « هو الكلّى المقول على الافراد المتفقة الحقائق في جواب ما هو مثل زيد ما هو ؟ انسان ، زيد و بكر و . . . ما هم ؟ انسان و . . . » ولى در باب جدلّ چهار قسم محمول ذكر گرديد ، سؤال اين است كه چرا نوع را نياورديد ؟ در جواب مىگوئيم : آنجا كه نوع محمول واقع مىشود از سه حال خارج نيست : 1 . موضوع هم خود همين نوع است مثل الانسان انسان كه قبلا جواب داديم و گفتيم به درد جدلى نمىخورد . 2 . موضوع ، صنفى از اين نوع باشد ، مثل « العالم انسان » كه در اين فرض اگرچه موضوع كلّى است ولى نوع نسبت به صنف به ما هو صنف ذاتى نيست بلكه از لوازم ذات است و حمل لوازم ذات شامل آن هم شد كه يا در خاصّه داخل است و يا در عرض كه همين دومى صحيح است . 3 . موضوع ، شخصى از اشخاص باشد مثل زيد انسان كه اين هم قضيّهء شخصيّه است و منطقى را بحث در قضاياى كليّه است نه قضاياى شخصيّه ، و اينگونه است كه نوع به ما هو نوع در باب جدل ، موضوع واقع مىشود و غرض مجادل بدان تعلّق