على محمدى خراسانى
375
شرح منطق مظفر (فارسى)
مىگيرد ولى محمول ، واقع نمىشود . قوله : اذا عرفت ؛ حال كه اين مقدّمهء مفصّل را در رابطه با انواع چهارگانهء محمولات جدلى شناختيم مىگوييم : غرض مجادل در مقام جدل و در مجلس مجادله به هيچيك از اين انواع چهارگانه بهخصوص تعلّق ندارد بلكه تمام هدف او عبارت است از اثبات يك حكم ، وضع و عقيده و يا ابطال آن ( ايجاب يا سلب ) . امّا اينكه محمولش حدّ تامّ موضوع است يا عرض خاصّهء آن ، يا عرض عامّ و يا جنس و . . . هيچكدام مهمّ و مورد نياز نيست ( حتّى گاهى جدلى را از هدف دور تر مىكند چون او در محضر مردم بحث مىكند و هدفش اقناع آنان است و طرح اين اصطلاحات كه حتما اين محمول ذاتى هم هست نه عرضى و . . . موجب مىشود كه امر بر مردم مشتبه شده و تشخيص ندهند كه حقّ با كدام طرف است ) . سؤال : اگر غرض مجادل بهخصوص هريك از اين چهار امر تعلّق نمىگيرد و بلكه به اصل اثبات يا ابطال مربوط مىشود . پس چرا شما اين مباحث را عنوان مىكنيد ؟ جواب : هدف ما از طرح اين مباحث اين نيست كه در مجلس جدل هم از اين امور گفتگو شود بلكه هدف اين است كه بايد شخص پيش خود و قبل از شركت در مجلس بحث و مذاكره مشهورات آن فنّ را آماده ساخته و به خاطر بسپارد و مطلب براى او ملكه شود و از آن رهگذر كه مشهورات بسيارند بايد آنها را تحت عنوان مواضع و قواعد كليّه حفظ و ثبت و ضبط نمايد و باز از آنجا كه مواضع نيز بسيارند براى سهولت مطلب و اينكه به راحتى بتواند در هنگام بحث از هر موضعى ، قضاياى مشهورهء مناسب را استخراج كند ، اين مواضع را برحسب محمولات دستهبندى كند تا براى هر منظورى از مواضع مناسب استفاده كند . و گرنه اين امور نيز همانند خود مواضع ، نوعا مشهوره نبوده و قابل درك براى مردم نيست . قوله : و عليه فالمواضع ؛ تا اينجا چهار موضع از اصناف مواضع را بيان نموديم كه در اينجا بهطور مجمل به تعريف هركدام از آنها مىپردازيم : 1 . مواضع حدّ ؛ براى اثبات حدّ يك شىء ، بايد ويژگىهاى ذيل مراعات شود :