على محمدى خراسانى

369

شرح منطق مظفر (فارسى)

زوجيّت و فرديّت است كه هرگاه يكى از آن دو ( مثلا زوجيّت ) در موضوعى ( مثلا عدد چهار ) موجود شد لازم مىآيد كه ضدّ ديگر ( فرديّت مثلا در موضوع ديگرى كه ضدّ موضع اوّل باشد ( يعنى در عدد سه مثلا ) موجود شود و محال است كه در آن واحد و يا متعاقبا و در دو آن يا بيشتر زوجيّت و فرديّت در موضوع واحد جمع شوند . مثلا عدد چهار هم زوج باشد و هم فرد چه بالفعل و چه متعاقبا امّا نسبت به برخى از موارد قابل نقض است از قبيل : سياهى و سفيدى كه قطعا دو متضاد هستند ولى با اين‌حال آن قاعده كليّه و موضع در اين‌جا پياده نمىشود زيرا كه سياهى و سفيدى چنين نيست كه اگر مثلا سياهى در نوعى از جسم موجود شد حتما سفيدى در نوع ديگرى از آن‌كه ضدّ او است موجود شود بلكه سفيدى هم در همان جسم قابل وجود است امّا متعاقبا و در دو زمان ، و همين كه يك قاعدهء كلّى يك مادهء نقض پيدا كرد از كلّيّت و عموميّت افتاده و تكذيب مىشود امّا اين منافاتى با صدق و مشهوره بودن قضاياى داخله در تحت اين كلّى و اصل ندارد زيرا كه نقض عام و كذب آن مستلزم نقض خاصّ و تكذيب آن نيست و ممكن است اين جزئيّات از قبيل : اگر احسان به اصدقاء حسن باشد پس اسائه به اعداء هم حسن دارد و . . . از قبيل زوجيّت و فرديّت باشند نه سياهى و سفيدى و لذا ما خود هريك از اين جزئيّات را كه ملاحظه مىكنيم مىبينيم مادّه نقض ندارند و حكم به مشهور حقيقى بودن آن‌ها مىكنيم كارى هم به نوع ديگرى نداريم كه در آن‌جا اين اصل و موضع صادق است يا نه ؟ و خلاصه اين‌كه : كذب موضع ، مستلزم كذب حكم مشهور منشعب از آن موضع نيست . 2 . فايدهء مواضع و وجه تسميه به آن مطلب دوم دربارهء دو نكته است : 1 . بيان فايدهء مواضع 2 . بيان وجه تسميهء آن امّا اوّلى ؛ گويا كسى مىپرسد : شما در باب جدل از مشهورات و احكام آن‌ها بحث مىكنيد و از طرفى هم مىگوييد : چه بسيارند ، مواضع و قواعد عامّه‌اى كه خود از جملهء مشهورات نبوده و مقدّمهء قياس جدلى واقع نمىشوند . در اين‌جا اين سؤال مطرح