على محمدى خراسانى
368
شرح منطق مظفر (فارسى)
يك از اينها دهها و صدها مشهوره استخراج نمايد . قوله : و اكثر المواضع ؛ همانطورى كه اشاره شد اكثر مواضع و قواعد كلّى خودشان جزء مشهورات نيستند و تنها جزئيّات كه در تحت آنها داخل هستند از مشهورانند و اينك سؤال مطرح است كه سرّ مطلب چيست ؟ چرا اكثر مواضع ، از مشهورات نيستند ؟ در جواب مىفرمايند : دو عامل اساسى سبب اين امر است : 1 . مواضع و قواعد عامّه ، موضوعات و محمولاتشان خيلى كلّى و وسيع است و عموم از تصوّر مفاهيم عامّه و كلّى فاصله دارند و با جزئيّات و محسوسات بيشتر سروكار دارند و لذا هرچه دائرهء مفهوم وسيعتر شود تصوّر آن براى مردم مشكل مىگردد و تا تصوّر صحيح نباشد نوبت به تصديق نمىرسد ( چون تصوّر يا شرط تصديق است و مشروط بدون شرط نمىشود و يا جزء تصديق است و « المركب ينتفى بانتفاء احد اجزائه » ) ، لذا به هر اندازه كه تصوّر مشكلتر باشد به همان نسبت تصديق هم صعوبت پيدا مىكند و چهبسا به كلّى قابل دركوفهم و تصديق براى همگان نباشد ، در نتيجه شهرتى حاصل نشده و يا لااقل شهرت مواضع ، كمتر از شهرت جزئيّات مىباشد . اين است كه نوعا مواضع از مشهورات نيستند ولى ادراك جزئيّات و مفاهيم خاصّتر آسانتر است و لذا شهرت آنها بيشتر است . 2 . معمولا عمومات و قواعد عامّه ( به غير از قواعد عقلى كه استثناءبردار نيستند ) ، چه قوانين اجتماعى و چه نظامى ، و سياسى ، دينى ، شرعى و . . . در معرض نقض و مادّه اشكال بوده و هركدام مبتلا به تخصيصاتى هستند و اين در قضاياى عامّه بيشتر است تا قضاياى خاصّه . سرّ مطلب اين است كه نقض هر خاصّى مستلزم نقض عام هم هست ولى نقض عامّ مستلزم نقض خاصّ نيست و چون بيشتر در معرض نقض هستند لذا دسترسى به كذب اين عمومات آسانتر و سريعتر انجام مىگيرد و هركسى به راحتى مىتواند به آنها برسد . از اين حيث ، اشتهار خود را از دست مىدهند و قابلقبول نيستند . در اين جا براى توضيح بيشتر عامل دوم ، مطلب را در رابطه با موضع اوّل از سه موضع مذكور محاسبه مىكنيم : موضع اوّل اين بود كه : « اذا كان احد الضدين موجودا في موضوع . . . » اين موضع نسبت به پارهاى از موارد صحيح و غيرقابل نقض است و آن نسبت به