على محمدى خراسانى

367

شرح منطق مظفر (فارسى)

حال هريك از اين‌ها و امثال اين‌ها خود قضاياى مشهورهء كليّه‌اى هستند كه مصاديق كثيره دارند ولى همه‌وهمه در تحت قضيّهء كلّى اصل يا موضع داخل هستند . مثال دوم : هرگاه چيزى در وقتى از اوقات ، مكانى از امكنه ، حالى از حالات ، موضوعى از موضوعات پيدا شد پس آن چيز هميشه موجود خواهد بود . اين يك قضيّه و بلكه در حقيقت چند قضيّهء كليّه است و به ازاى هر قيدى يك مثال جزئى و قضيّهء فرعيه مىآوريم كه از اين‌ها انشعاب پيدا كرده‌اند . 1 . اگر فردى ، يك‌بار و در يك زمان دروغ گفت پس او مطلقا كاذب است ( از نظر عقلى ملازمه‌اى نيست ولى از نظر مردم چنين است كه يك‌بار اگر دروغ بگويد مانند چوپان دروغگو مىشود و مردم به او ظنين شده و سخنانش را باور نمىكنند ) . 2 . اگر فردى سياسى ، در يك موضع ( در منزل و ميان اهل بيتش ) يك مطلب سياسى را كه از اسرار است فاش كرد پس او به‌طور مطلق افشاكنندهء اسرار سياسى ، نظامى و اقتصادى مملكت است . 3 . هرگاه انسان در حال شدّت و سختى صبر كند در همهء حالات صابر و شكيبا است . 4 . هرگاه انسان مالك عقار شد ( باغ و بوستان و مزرعه ) پس او مالك مطلق است نسبت به همهء امور مربوطه به آن زمين و كسى حقّ ندارد بدون اجازهء او در زمين او راه رود . مثال سوم : هرچيزى كه بالعرض ممكن ، نافع ، جميل و يا نيكو بود پس آن چيز مطلقا ممكن ، نافع يا جميل خواهد بود . اين يك موضع است كه از او قضاياى ذيل منشعب مىشود : 1 . اگر براى طالب ، اجتهاد در يك مسئله ممكن شد پس اجتهاد براى او مطلقا ( در همهء مسائل ) ممكن است . 2 . هرگاه صدق در حال عادى نافع و سودمند بود پس مطلقا نافع است . 3 . هرگاه مجامله و خوش‌روئى با دشمنان در هنگام ملاقات با آن‌ها پسنديده بود پس مطلقا جميل است . و اين فروعات كه در هرسه مثال ذكر شد تنها گوشه‌اى از مشهوراتى است كه در تحت يك اصل كلّى داخل هستند و شخصى كه داراى ملكهء جدل باشد مىتواند از هر