على محمدى خراسانى

360

شرح منطق مظفر (فارسى)

كلام مسموعى مؤلّف از حروف مىخواهد و آن را محدث مىگويد . و ديگر معنيى مىخواهد كه از تصوّر و تعريف آن عاجز است ، و آن را قديم مىگويد و اسم رؤيت و كلام بر هردو به اشتراك است . « 1 » خلاصه اين‌كه در باب حدوث و قدم كلام الهى نيز دعوى است و هركدام معنايى را اراده مىكنند . « 2 » مثال سوم : مرحوم علّامه مىفرمايند : و ذلك مثل قول الاصوليين في الواجب المخير « انّ الجميع واجب » و قال بعضهم : « ان الواجب واحد لا بعينه » و حصول الخلاف الشديد في ذلك ، و السبب فيه الغلط اللفظى ، فان القائلين بوجوب الجميع انّما عنوا به انّه « اىّ واحد فعله المكلّف كان قد ادّى به الواجب ، و لا يجوز له الاخلال بالجميع ، و لا يجب عليه الجميع فحينئذ يزول الخلاف . « 3 » سومين ادات و ابزار : سومين وسيله براى شخص مجادل آن است كه داراى ملكه و قوّه‌اى باشد كه بتواند ميان امور متشابه و متجانس را تمييز داده و آن‌ها را از يكديگر تفكيك كند چه اين تمييز به ذاتيات ( فصول ) باشد و چه به عرضيات ، ( عوارض خاصّه ) اين قوّه و توان از طريق بحث و برّرسى در اختلافات ميان الفاظ ، كلمات و امور متشابه به دست مىآيد ( بعضى از بزرگان هم در اين زمينه كتابى تأليف كرده‌اند و نامش را « الفروق اللغويّه » گذاشته‌اند كه بسيار كتاب نفيسى است ) . شخص مجادل بايد بتواند امور متشابه را از هم تميز دهد و فرق ميان آن دو بدست آورد و بدين‌وسيله فصول و يا خواصّ اشياء را به دست آورد . مثلا زيد و بكر كه در انسانيّت مثل هم هستند ، در چه جهاتى فرق دارند ؟ انسان و اسب كه در حيوانيّت مشترك هستند در چه جهاتى مفارقت دارند ؟ و به اين ترتيب پيوسته بكوشد و مفارقات را تحصيل كند . فايدهء اين ادات : فايده‌اش اين است كه اگر خصم و طرف مقابل ، در استدلالاتش خواست مغالطه كرده و موضوعى را با موضوع ديگر قياس نموده و حكم موضوعى را به موضوع ديگر سرايت دهد و . . . شخص مجادل بتواند به راحتى مغالطه او را آشكار

--> ( 1 ) . اساس الاقتباس ، ص 465 . ( 2 ) . مطلب در اين باب در شرح كشف المراد بخش صفات ثبوتيّه بيان شده است . ( 3 ) . جوهر النضيد ، ص 239 .