على محمدى خراسانى
356
شرح منطق مظفر (فارسى)
جديد ، تابع همين معنى است . ج : معناى الفاظ مشككه ، را بشناسد يعنى الفاظى كه داراى معناى كلّى هستند و صدق آنها بر افرادشان متفاوت است . از قبيل مفهوم نور ، وجود و . . . د : معناى الفاظ متواطيه ، يعنى الفاظى كه داراى معناى كلّى بوده و صدق آنها بر همهء افرادشان مساوى است . از قبيل مفهوم كلّى انسان ، فرس ، غنم ، و . . . ه معانى الفاظ متبانيه ، بداند كه فلان لفظ و فلان لفظ ديگر داراى معناى متباينى بوده و يكى را بجاى ديگرى استعمال نكند تا مورد مضحكه قرار نگيرند . و : معانى الفاظ مترادفه را بداند كه چه نوع الفاظى ، مترادف بوده و بجاى يكديگر استعمال مىشود تا بتواند زبانبازى كرده و براى هر مطلبى چندين لفظ رديف كند . ز : ساير احوالات مختلفهء الفاظ را نيك بشناسد از قبيل انواع و اقسام كنايات ، مجازات ، استعارات ، تشبيهات و . . . ح : در دوران ميان بعضى از حالات و معانى با بعض ديگر كدام را ترجيح دهد ؟ مثلا هنگامى كه امر دائر شد ميان مشترك لفظى و مشترك معنوى كدام اولويت دارند ؟ و يا هنگامى كه امر دائر باشد ميان حقيقت و مجاز و اشتراك لفظى كدام اولى است ؟ يا اذا دار الامر ميان حقيقت و مجاز كدام اولويت دارد و اذا دار الامر ميان مجاز بعيد و مجاز قريب كدام اولى است ؟ از چه راهى تشخيص دهيم كه فلان لفظ ، مشترك لفظى است يا معنوى ؟ و . . . كه تفصيل اين مباحث تحت عنوان تعارض احوال ، مطرح است و از مجموعهء كتب لغت ، صرف ، نحو ، معانى ، بيان ، بديع و اصول بايد اين امور را به دست آورد و مخصوصا در كتب اصولى مطوله از قبيل « مفاتيح الاصول » ، « بدايع الافكار » و . . . اين مباحث به تفصيل بيان گرديده است ، ولى مرحوم مظفر از طرفى چون بنائشان بر اختصار است و از طرف ديگر چون كثيرى از آن مباحث ، به مباحث الفاظ شبيهتر است و هدف اصلى منطقى نيست و از طرف سوم چون بخشى از اين مسائل در آغاز المنطق و در مباحث الفاظ عنوان شد لذا در اين مقام به تفصيل وارد آن مباحث نمىشوند و تنها به ذكر دو مثال و ارائهء طريق براى پىبردن به اشتراك لفظى و امثال آن بسنده مىكنند . مثال اوّل : كلمهء قوّه از كلماتى است كه به دو معنى استعمال شده است :