على محمدى خراسانى

348

شرح منطق مظفر (فارسى)

مقدّمات ، عموم و خصوص مطلق هستند يعنى مبادى اخصّ و مقدّمات اعّم هستند زيرا كه هر آن‌چه از مبادى و تصديقات بديهيّه باشند صلاحيّت آن را دارند كه مقدّمه براى استدلال جدلى هم باشند ( صغرى يا كبرى ) و لكن چنين نيست كه هر مقدّمهء جدلى صلاحيّت مبدء بودن را دارا باشد بلكه مقدّمات يعنى صغريات و كبريات دو دسته هستند : 1 . پاره‌اى از آن‌ها خود از مشهورات و مسلّمات بوده و از مبادى اوّليّه محسوب مىشوند . 2 . و پاره‌اى از آن‌ها خود از مشهورات نيستند و لكن به مشهورات و مسلّمات منتهى و از آن‌ها اكتساب مىشوند و لذا مقدّمات اكتسابيه هستند همانند مقدّمات برهان كه برخى از آن‌ها مستقيما از يقينيّات بديهى بودند و برخى از آن‌ها از نظريّات بودند ولى به بديهيّات منتهى مىشدند . منتهى شدن مقدّمات غيرمشهوره به مشهورات و مسلّمات به يكى از دو نحو ذيل است : 1 . يا به اين نحو است كه يك مقدّمهء غيرمشهوره ، شهرت خود را از راه مقايسه با يك مشهوره تحصيل مىكند كه نامش مشهورهء بالذات نيست بلكه مشهورهء بالقرائن است و مقايسه ميان دو قضيه دوگونه است : الف : يا به لحاظ مشابهت آن دو در حدود است كه قرينهء تشابه نام دارد و به واسطهء مشابهت يك غيرمشهوره با يك مشهوره ، اين غيرمشهوره هم معتبر و مشهوره مىشود . ب : و يا به لحاظ مقابلهء يك غيرمشهوره با يك مشهوره است كه به قرينهء مقابله آن هم معتبر مىشود و اين‌گونه مشهورات اگرچه في نفسها مشهوره نيستند ولى به بركت قرينه ، شهرت و اعتبار پيدا كرده و مستدل يعنى جدلى مىتواند بدان‌ها استناد كند . اينك دو مثال براى دو قرينهء مذكور مىآوريم : الف : مثال تشابه و علاقهء مشابهت ؛ اين قضيهء اطعام مهمان حسن و بايستنى است يك قضيهء مشهوره است و همگان آن را قبول دارند و كسى را كه به اين عادت احترام بگذارد تحسين مىكنند و كسى را كه اين سيره را زيرپا بگذارد مذمّت مىكنند حال اين قضيهء كه : برآوردن حاجت مهمان هم بايستنى است با همين عنوان از مشهورات نيست