على محمدى خراسانى
349
شرح منطق مظفر (فارسى)
ولى با مقايسهء آن با قضيهء اوّلى و وجود مشابهت ميان آن دو ، انسان حكم مىكند به حسن اين امر و مىگويد : اگر اطعام مهمان حسن است پس برآوردن حوائج او نيز حسن است . ب : مثال تقابل و قرينهء مقابله ؛ قضيهء مشهورهاى داريم به اين عنوان كه احسان و نيكى به دوستان پسنديده است و همگان بر طبق آن حكم دارند و اين قضيه ميان خاص و عام شهرت دارد . همزمان قضيهء ديگرى داريم به اين عنوان كه : اسائه و بدى كردن به دشمنان نيز پسنديده است كه نقطهء مقابل احسان ، اسائه است و مقابل صديق ، عدوّ است و خود اين قضيه اگر هم مشهوره نباشد ولى به قرينهء مقابله مشهوره شده و همگان بدان حكم مىكنند و از يكى از آن دو قضيه ، به ديگرى منتقل مىشويم . 2 . و يا به اين نحو است كه يكى از دو مقدّمهء جدل يا هردو مقدمهء آن از غير مشهورات و مسلّمات مىباشند ولى منتهى مىشوند به مشهورات و مسلّمات و از آنها كسب شهرت مىكنند و بدينلحاظ در استدلال جدلى اخذ مىشوند . نظير مقدّمات نظريه و اكتسابيه در باب برهان كه منتهى مىشوند به بديهيّات يقينى و تا بدانها ختم نشوند قياس ما منتج نخواهد بود . 9 . مسائل جدل مسائل جدل داراى معناى وسيعى است و آن اينكه : هر قضيهاى را كه شخص سائل عين آن را يا مقابل آن را مورد سؤال قرار مىدهد مثلا مىپرسد : « هل الاحسان الى الاصدقاء حسن ام لا ؟ » يا مىگويد : « هل الاسائة الى الاعداء حسن ؟ » كه در اوّلى عين قضيه مورد سؤال واقع شده و در دومى مقابل آن . تمام اين قضايا جزء مسائل جدل بوده و مسئله جدلى ناميده مىشوند و سائل حقّ دارد از آنها بپرسد و هنگامى كه مجيب آن قضيّه را پاسخ داد ، شخص سائل همين قضيهء مورد اعتراف خصم را به عنوان جزء و مقدّمهء قياس و استدلال خود به كار مىبرد تا مجيب را محكوم سازد ، در اين مرحله همان قضيه كه مسئله جدلى بود حالا مقدّمهء جدل و استدلال جدلى مىگردد . با حفظ اين مقدّمه و دانستن معناى مسائل جدل و مقدّمات آن مىگوئيم : هر قضيهاى كه به نحوى از انحاء چه مستقيم و يا به صورت غيرمستقيم به هدف سائل مرتبط شود و در رابطه با نقض وضع موجود سائل را كمك كند همه صلاحيّت