على محمدى خراسانى

345

شرح منطق مظفر (فارسى)

4 . در باب مشهورات در مقدّمهء صناعات خمس گفته شد كه شهرت ، اسباب و عواملى دارد از قبيل : حقّ جلى بودن ، مصلحت و مفسدهء عامّه داشتن ، خلق انسانى ، انفعالات نفسانيه ، عادات و . . . و براساس اسباب شهرت ، مشهورات نيز اقسامى دارند كه شش قسم قبلا بيان شد : واجبات القبول ، تأديبات صلاحيه ، خلقيات ، انفعاليات ، عاديات ، استقرائيات . در اين‌جا سؤالى مطرح مىشود كه : چرا شهرت و مشهوره بودن نيازمند به اسباب است ؟ آيا بدون سبب ، شهرت درست نمىشود ؟ و قضيه‌اى مشهوره نمىشود ؟ جواب : خير ، شهرت سبب و عامل خارجى لازم دارد از قبيل خلق انسانى ، عادت و . . . كه تفصيلا در بيان مشهورات گفته شد و سرّ مطلب آن است كه شهرت يك قضيهء مشهوره ذاتى آن نيست و چنين نيست كه از روز اوّل فلان قضيه ، مشهوره باشد بلكه شهرت يك امر عارضى است خارج از ذات كه بر ذات عارض مىشود و واضح است كه هر امر عارضى محتاج به سبب و علّت است . ولى به‌خلاف حقيّت حقّ كه ذاتى حقّ بوده و تابع اسباب و عوامل خارجى نيست . خاصيّت ذاتيات اين است كه غير از علّت ذات ، علّت ديگرى لازم ندارد و با خلق ذات ، ذاتيات هم خلق مىشوند و به اصطلاح حكماء ، ذاتيات و لوازم ذات ، مجعول به جعل بسيط هستند نه به جعل مركّب ( كه تفصيلا در شرح اصول فقه ج 3 مقدّمهء هفتم از مقدّمات مباحث توضيح داده‌ام ) . 5 . سبب شهرت مشهورات بايد امرى باشد كه اذهان با آن انس و الفت داشته و عقول بشرى به راحتى آن را بفهمند تا همگان طبق آن حكم داشته باشند و گرنه فلان قضيه نزد مردم مقبول نبوده و در ميان آنان شايع نخواهد بود پس بايد منشأ و سبب شهرت ، امرى مألوف و مأنوس باشد مثل عادت ، خلق انسانى و . . . قوله : و على هذا : با عنايت به مقدّمه چهار و پنج ، اين سؤال مطرح مىشود كه : از طرفى شما مشهورات را از مبادى تصديقى قياس جدلى برشمرديد و از طرف ديگر مبادى را در اوّل اين امر معنا كرديم به تصديقات بديهى كه محتاج به اكتساب نيستند و از طرف سوم گفتيد كه شهرت مشهورات ، مستغنى از سبب و علّت نيست بلكه شهرت را از سبب و عامل خارجى كسب مىكنند . با اين ملاحظات سؤال اين است كه : چگونه شما مشهورات را از جمله مبادى اوّليّه كه محتاج به اكتساب نيستند به