على محمدى خراسانى
346
شرح منطق مظفر (فارسى)
حساب آورديد ؟ در جواب مىگوئيم : نظير اين سخن را در باب يقينيّات تجربى ، حدسى ، فطرى هم داشتيم كه تجربيّات ، قضايائى هستند كه يقينآور بودن آنها زيرسر يك قياس خفى است آن هم نه قياس بسيط بلكه قياس مركّب ، همچنين حدسيّات هم به تجربيّات ملحق شد و فطريات هم كه اصلا تعريفشان اين بود : « قضايا قياساتها معها » ولى با اينحال مشهور منطقيون اينها را از جملهء بديهيّات يقينى به حساب مىآورند به لحاظ اينكه در اينگونه قضايا آن قياسها و استدلالها مغفول عنها است و در مقام انتقال ذهن به آن قضيه و حكم بر طبق آن و تصديق بدان ، توجّهى به اين استدلال ندارد اگرچه با تجزيه و تحليل دانسته مىشود ولى مورد توجّه و التفات نيست . حال در مشهورات هم از آن رهگذر كه سبب شهرت يك امر مأنوس و معهود و معروفى است لذا مغفول عنه است و هنگام حكم و تصديق اصلا توجّهى به آن سبب و عامل نمىشود ، لذا گويا اصلا سببى ندارد و شهرت مشهورات هم مثل حقيّت حقّ ذاتى و بدون سبب جداگانه است . قوله : ثم لا يخفى ؛ آيا هرگونه قضيهء مشهورهاى ، از جملهء مبادى جدل واقع مىشود يا مشهورات خاصّى چنين هستند ؟ در جواب بايد گفت : خير يعنى چنين نيست كه هر قضيهءاى كه در ظاهر و اسم ، به نام مشهوره ناميده شد از جمله مبادى تصديقى اوّليّهء جدل باشد بلكه مشهورات در يك تقسيم سه دسته مىشود و منشأ اين تقسيم اختلاف مشهورات برحسب اختلافى اسباب شهرت از حيث نحوهء تأثيرگذارى آنها در شهرت است . 1 . مشهورات حقيقيّه و آنها عبارتند از مشهوراتى كه حقيقتا شهرت دارند و بعد از تأمّل و تعمّق در حدود و اطراف آنها هم شهرتشان باقى است و زائل نمىشود ، همانند نوع مشهورات ششگانهاى كه در مبادى ذكر شد از قبيل : مشهورات واجبة القبول ، تأديبات صلاحيه و . . . ، مثلا « العدل حسن » براى هميشه و در همهء حالات و از منه و امكنه ، شهرت دارد و مخصوص به حالى دون حال نيست همچنين « الشجاعة حسن » و « الجبن قبيح » ، « كشف العورة قبيح » و . . . 2 . مشهورات ظاهريه و آنها عبارتند از مشهوراتى كه در ظاهر امر و در به دو نظر