على محمدى خراسانى
335
شرح منطق مظفر (فارسى)
است . 3 . همانگونه كه در مطلب دوم گفته شد برهان در هر مسألهاى يكى بيش نيست و اگرچه مثلا در ظاهر و صورت چهار برهان اقامه شود ولى در باطن و سيرت يك برهان است منتهى به تعداد علل اربع برهان متعدّد شده ( سابقا در مبحث برهان اين مطلب تفصيلا بيان شد ) و چون برهان يكى است لذا طرفين دعوى و منكر و مثبت هردو نمىتوانند بر مدّعاى خود اقامه برهان كنند بلكه يكى كه برهان آورد ديگرى ناگزير است از شيوههاى ديگر استدلالى استفاده كند ، ولى جدل ميدانش وسيع است و هريك از طرفين دعوى به منظور اثبات مدّعاى خويش و الزام الخصم به قبول مطلب خود مىتوانند استدلال جدلى آورده و از مشهورات و مسلّمات استفاده كنند زيرا كه مشهورات و مسلّمات بسيارند و ممكن است براى هريك از دو طرف نفى و اثبات ، يك سلسله مشهورات و مسلّماتى وجود داشته باشد كه هردو از آنها مدد بگيرند و يا شايد مثلا در طرف اثبات تنها ، مشهورات و مسلّمات فراوانى وجود داشته باشد كه مدافع اين وضع از همهء آنها بتواند به مطلوب خويش برسد كه در اين صورت چندين استدلال جدلى بر يك مطلب ميسور است بر خلاف برهان كه اشاره شد . 4 . برهان از حيث هيئت و شكل هميشه به شكل قياس و حجّت قياسى است و در اوّل مبحث برهان هم ، در تعريف برهان بدان اشاره شد كه « البرهان قياس . . . » امّا جدل به هريك از سه صورت حجّت مىتواند باشد يعنى شخص مجادل مىتواند به طريقهء قياس استدلال كند و مىتواند به شيوهء استقرائى دليل بياورد و مىتواند به روش تمثيل اقامهء دليل كند پس از لحاظ هيئت و صورت ميان آن دو عموم و خصوص مطلق است و جدل اعم است . نهايت ، غالبا استدلال جدلى به شيوهء قياس و استقراء است نه به صورت تمثيل . چند مثال : الف . جدل به شيوهء قياس : در مباحث بعدى تفصيلا خواهد آمد . ب . جدل به سبك استقرايى : مثلا طرف بحث مىگويد : نظر مبارك امام رحمهم اللّه راجع به فلان مسئله چنين است و سپس شروع مىكند به بيان موارد كه در فلان سخنرانى چنين فرموده در فلان اعلاميّه چنين فرموده و در فلان كتاب و در فلان ديدار خصوصى و عمومى و . . . ج . جدل به سبك تمثيل : منافقين به مبارزه و آيات جهاد معتقد بودند ولى به