على محمدى خراسانى

332

شرح منطق مظفر (فارسى)

شركت كرده و در پيشگاه همهء مردم طرف مقابل را مجاب و ملزم بسازد و عقيدهء او را ابطال كند بگونه‌اى كه جمهور ، مطلب او را بفهمند و قانع شوند . شكّى نيست كه جمهور و توده‌هاى مردم قادر بر درك ، فهم و هضم برهان و استدلالهاى برهانى نيستند ، مگر آنكه مقدّمات آن از قضاياى مشهوره باشد . مستدل در اين هنگام ناگزير مىشود از شيوهء جدل استفاده كند و خصم را به عقيدهء خويش ملزم گرداند . اگر چه حقّ با جدل‌ّكننده است و اين حقّ را با برهان نيز مىتوان اثبات كرد ؛ ولى برهان در اين مقام هدف او را تأمين نمىكند و ناچار از شيوهء استدلال جدلى براى رسيدن به مقصود خويش بهره مىبرد . 3 . عامل دوم بر اين فرض بود كه طرفين بحث هردو عالم و فيلسوف و اهل استدلال و برهانند و مىتوانند با برهان مطلب خود را اثبات كنند ولى براى اقناع جمهور و الزام خصم به قبول مطلب خويش در نظر مردم ناچار بودند از مشهورات و مسلّمات مدد بگيرند . عامل سوم بر اين فرض استوار است كه هر مجادله‌كننده‌اى اهل برهان نيست و نمىتواند با برهان پيش آيد بلكه چه‌بسا از اقامهء برهان عاجز باشد يا او قادر است ولى طرف بحث او فرد ضعيفى است و توان فهم برهان را ندارد بنابراين با او مدارا كرده و جهت الزام او و رسيدن به يك نتيجه‌اى از شيوهء جدل استفاده مىشود . 4 . اشخاصى كه تازه به علمى وارد مىشوند و هنوز به درجه‌اى نرسيده‌اند كه بتوانند براى هر مسئله از مسائل آن علم برهان اقامه كنند ، قبل از اين مرحله دو نياز دارند : يكى اين‌كه نيازمند به تمرينات فراوان ذهنى و قوّت عقلى هستند تا بتوانند فعلا به طريق غيربرهان كه همان جدل باشد بر مطالب علمى استدلال كنند . ديگر اين‌كه گاهى محتاج مىشوند پيش از نيل به مراحل عالى علمى و توانمندى از اقامهء برهان ، يك اطمينان و آرامشى كسب كنند تا در باب خود و مسئله خود بدان استدلال كنند و كسب اطمينان از راه استدلال جدلى ميسّر است . حال با عنايت به اسباب و عوامل چهارگانه‌اى كه ذكر شد كاملا اهميّت جدل و نياز شديد ما به جدل و استدلال جدلى آشكار مىگردد و به جرئت مىتوانيم حكم كنيم به اين‌كه : هركسى كه معرفت و شناخت حقائق براى او مهمّ است و كسانى كه مىخواهند از عقائد و آراء خود دفاع كنند و مدافع و محافظ وضع موجود هستند چه آن عقيده و