على محمدى خراسانى
333
شرح منطق مظفر (فارسى)
رأى ، مورد قبولشان باشد يا ملتزم به باشند ( چه نسبت به امر دينى باشد و يا ساير امور ) بر همهء اينها فرض و لازم است كه از صناعت جدل بحث كنند و قوانين و اصول اين صناعت را نيك به خاطر بسپارند تا در مقام حاجت از آنها استفاده كنند . در خاتمه متقدمين از فلاسفه ( حكماى يونان باستان از ارسطو و ديگران ) به فنّ جدل عنايت ويژهاى داشته و اهميّت خاصّى قائل بودند ولى متأخرين از آنها و فلاسفهء اسلامى نوعا به اين مباحث اهميّتى نداده و آنها را مسكوت گذاشته و در كتب منطقى و فلسفى خود عنوان نمىكنند و البتّه هيچ عذر موجهاى براى اين اهمال ندارند و تنها گروه قليلى از بزرگان از حكماى اسلامى بدان اهتمام ورزيدهاند از قبيل رئيس العقلاء ، شيخ الرئيس ابن سينا در كتاب شفاء و امام المحقّقين ، استاد البشر ، خواجه نصير الدين طوسى در اساس الاقتباس و جوهر النضيد . 3 . مقايسهاى ميان برهان و جدل همانگونه كه در مطلب دوم گفته شد مهمترين شيوهء استدلالى و طريق صحيح براى نيل به حقايق راه برهان است ولى گاهى بنا به دلائلى از اين راه نتوان استفاده كرد و به ناچار بايد از شيوههاى ديگر استدلالى مدد بگيريم و در اين مرحله مهمترين شيوه ، استدلال جدلى است . در اين مطلب سوم مقايسهاى انجام مىدهيم بين برهان و جدل و در يك كلام وجوه امتياز و مفارقت ميان آن دو را بيان مىكنيم . مرحوم مظفر چهار فرق ما بين آن دو ذكر كردهاند : 1 . برهان فقط و فقط به مقدّمات يقينآور و حقّ تكيه دارد آن هم از اين زاويه كه من حيث هو حقّ مدّنظر مبرهن است نه از حيثيات ديگر و هدف از برهان هم انتاج حقّ و رسيدن به يك مطلب حقّ و واقعيّت داراست ولى جدل به مقدّمات مشهوره و مسلّمه تكيه دارد آن هم از اين زاويه كه من حيث هي مشهورة او مسلّمة مدّنظر جدلى يا مجادل است و البتّه شرط نيست كه حتما اين مقدّمات حقّه هم باشند بلكه مهم همان جنبهء اشتهار و تسليم آنها است و باز البتّه مانعى ندارد كه چيزى هم مشهور و هم حقّ باشد ولى در اينجا حقّ بودن مدخليّتى ندارد و مشهور يا مسلّم بودن دخيل است . واضح است كه ميان حقّ بودن و مشهور يا مسلّم بودن عموم و خصوص من وجه است : ممكن است قضيهاى هم حقّ و صدق و مطابق واقع باشد و هم مشهوره مانند