على محمدى خراسانى

331

شرح منطق مظفر (فارسى)

هر انسانى در مسائل اجتماعى و امور مربوط به فرد و اجتماع ، جامعه و كشورش و در مسائل دينى ، عقيدتى ، اقتصادى و جز آن داراى عقيده و رأى مىباشد ؛ ازاين‌رو كاملا طبيعى است كه در محافل ، مجالس ، اجتماعات و شب‌نشينىها اين مسائل مطرح شده و مورد بحث و گفتگو واقع مىشود . روشن است كه نسبت به هر عقيده‌اى گروهى از آن دفاع مىكنند و با همهء وجود آن را يارى مىكنند و دستهء ديگر درصدد نقض و منهدم ساختن آن نظريه برمىآيند . اين امر منجر به كشمكش ، مناظره و مجادله مىگردد و هر گروهى مىكوشد تا با ادّله متعدد و متنوع مدعاى خويش را به اثبات رساند و طرف مقابل را ناكام گرداند و از صحنه خارج سازد . براى اقامهء دليل بر هر مطلبى روش برهان و حكمت ، بهترين و متقن‌ترين راه براى نيل به مطلوب است كه موصل بودن آن به مطلوب كاملا تضمين شده است و با امكان برهان اقامهء برهان ، نوبت به راههاى ديگر نمىرسد ؛ ولى در هر مقامى و به هر مناسبتى به راههاى ديگر نمىرسد ؛ ولى در هر مقامى و به هر مناسبتى نمىتوانيم با برهان استدلال كنيم بلكه عوامل و اسبابى در كار است كه شخص يا در كل موارد يا در بعضى موارد ناچار است از شيوهء استدلالى ديگرى غير از برهان استفاده كند . مهمترين روش استدلالى بعد از برهان كه بسيار عام المنفعة مىباشد روش جدل است كه در اين فصل ، پيرامون صنعت جدل از ابعاد مختلف بحث‌وگفتگو مىشود . عواملى كه مانع اخذ به برهان مىشود . چهار عامل يافت مىشود كه مانع اخذ به برهان مىشود 1 . نتيجهء برهان در هر مسأله‌اى يكى بيش نيست يا نفى است يا اثبات . طرفين دعوا هردو نمىتوانند از برهان بهره‌مند شوند اگر يكى از برهان استفاده كرد ديگرى ناچار است از شيوه‌هاى ديگر بهره برد ؛ يعنى يا مغالطه كند يا از جدل و مبادى جدليه استمداد بطلبد . سرّ اينكه نتيجهء برهان يكى مىباشد آن است كه حقّ و واقع يكى است كه يا در جانب اثبات است يا نفى ، وقتى حقّ يكى بود برهان هم يكى است و بر همان طرف حقّ است و لا غير . وقتى حقّ با يك طرف نزاع بود و او بر مدعاى خود برهان آورد طرف ديگر ناچار مىشود كه به منظور تأييد مدّعا و مطلب خويش از جدل استفاده كند و راه ديگرى ندارد . 2 . هدف اصلى شخص مجادله‌كننده آن است كه در يك مناظره و بحث آزاد