على محمدى خراسانى
330
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . كلمهء وضع : وضع در لغت به معناى نهادن آمده و در اصطلاح منطقى در مورد صناعت جدل معناى ويژهاى دارد كه عبارت است از رأى و نظريه . البتّه رأى دو شعبه دارد : الف . رأى معتقد به ؛ يعنى نظريهاى كه شخص قلبا بدان معتقد بوده و بههمين جهت از عقيدهء خود دفاع مىكند و اعتراضات را پاسخ مىگويد . ب . رأى ملتزم به ؛ يعنى رأيى كه شخص به آن معتقد نيست ولى بنابر مصالحى خود را ناچار به دفاع از آن مىبيند مثلا شيوهء اقتصادى ، سياسى ، اجرائى ، قضايى يا قانونگذارى مورد قبول يكى نيست و شيوهاى ايدهآل نمىباشد ولى از شيوههاى موجود ديگر بهتر است ازاينرو شخصى از آن دفاع مىكند . غرض جدلى به هردو قسم تعلّق مىگيرد ، چه آنكه پرسشگر است و مىخواهد اين رأى را نقض و ابطال نمايد و چه آنكه پاسخگو است و مىخواهد با دفع شبهات اين رأى معتقد به يا ملتزم به را اثبات نمايد . منطقيون از اين دو قسم به يك عبارت جامع تعبير كردهاند تا كلام مختصر و مفيد باشد ازاينرو از كلمهء « وضع » استفاده بردهاند و منظورشان از « وضع » همان مطلق الرأى است چه معتقد به و چه ملتزم به . شايد وجه تسميه اين باشد كه مجيبخواهان حفظ و بقاء وضع موجود است و سائل خواهان تغيير اين شيوهء موجود مىباشد . همانند صاحبان اديان و مذاهب و ملل و نحل و خداوندان انديشهء سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى كه هريك مىكوشند رأى مورد قبول يا التزام خويش را به كرسى بنشانند . اين معناى اصلى كلمهء « وضع » بود ولى گاهى به نتيجهء قياس جدلى هم ، وضع ، اطلاق مىگردد . طبق معناى اوّل مىتوان گفت : معناى وضع نزديك به معناى مدّعا است همانگونه كه شخصى ادعايى دارد و ديگرى مىخواهد آن را ردّ كند و او مىخواهد آن را اثبات كند . 2 . چه نيازى به صناعت جدل داريم ؟ مطلب دوم از يازده مطلب اين باب ، پيرامون وجه نيازمندى ما به فنّ جدل است . ما چه نيازى به فن جدل داريم ؟ جدل كدام مشكل ما را حلّ مىكند ؟ براى پاسخ اين پرسش نيازمند مقدّمهاى مىباشيم : بىگمان زندگى ما انسانها يك زندگى اجتماعى و دستهجمعى است و ما در كنار هم زندگى مىكنيم ، با يكديگر رفتوآمد ، دادوستد و . . . داريم ، و از آن رهگذر كه