على محمدى خراسانى

322

شرح منطق مظفر (فارسى)

موضوع بوده و بر موضوع حمل مىشوند چه عرض مختصّ به‌همين موضوع و چه اعّم از آن ، و آن‌ها عبارتند از عرض خاصّ مانند ضاحك و كاتب و . . . و عرض عام مانند راه رنده ، خورنده ، . . . 2 . ذاتى در باب حمل و عروض كه گاهى گفته مىشود اين عرض ، عرض ذاتى است و گاهى مىگويند فلان عرض ، عرض غريب است پس ذاتى در اين اصطلاح در مقابل غريب است و منطقيون در مقام تعريف « مطلق العلم » مىگويند : موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذّاتيه كه منظورشان از عوارض ذاتيه عبارت است از : ما يعرض الشيىء اوّلا و بالذات اى بلا واسطة في العروض كالتعجب للانسان و . . . در مقابل عوارض غريبه كه عبارتند از : ما يعرض الشيىء مع واسطة في العروض كه آن واسطه يا امر اعّم يا امر مساوى ، يا امر مباين و يا امر اخصّ است . حال عوارض ذاتيه به اين معنا ، مراحل و مراتبى دارد كه مصنف به چهار مرتبه از اين مراتب با ذكر مثال اشاره كرده‌اند و قبل از بيان اين مراتب مىگوييم : در اصطلاح قبلى كه ذاتى در مقابل عرضى به كار مىرفت ، اين محمولات بودند كه در تعريف موضوعات اخذ مىشدند و مىگفتيم : الانسان حيوان ناطق ولى در اين اصطلاح مطلب بالعكس است يعنى اين موضوعات يا يكى از مقومات موضوعات هستند كه در تعريف محمولات اخذ مىشوند با عنايت به اين فرق درجات و مراتب اربعه را بيان مىكنيم : درجهء اوّل : آن محمولات ذاتيه‌اى كه خود موضوعات آن‌ها در حدّ و تعريف ماهوى آن‌ها اخذ شده باشد . همانند انف « بينى » كه در تعريف فطوست ؛ يعنى « پهن و پخش بودن بينى » اخذ مىشود و در مقام قضيه درست كردن مىگوييم : « الانف افطس » ، اين محمول را ذاتى موضوع مىدانند براى اين‌كه وقتى مىخواهيم افطس را تعريف كنيم ، اين موضوع كه انف باشد در تعريف آن مىآيد مىگوييم : افطس دماغ پهن را گويند يا الافس انف كذا و كذا . درجهء دوم : و گاهى خود موضوع اين محمول ذاتى در تعريف آن اخذ نمىشود ولى موضوع اين معروض له ( به عبارت ديگر موضوع موضوع و به عبارت سوم نوع موضوع ) در تعريف آن محمول اخذ مىشود ( و مراد از معروض له يعنى آن چيزى كه