على محمدى خراسانى

321

شرح منطق مظفر (فارسى)

المقدّمات . نكتهء دوم : ضرورت به معناى مذكور كه در مقابل امكان و فعليّت بود مخصوص نتائج ضروريّه است و از آن همه براهين نيست . آرى ممكن است مراد قائلين به اين‌كه همه‌جا بايد مطالب برهانى ، ضرورى باشند ضرورت به اين معنا نباشد بلكه ضرورت به معنايى باشد كه در تعريف برهان ذكر شد اى الاضطرار و وجوب قبول كه وقتى علم به مقدّمات يقينى شد علم به نتيجه مىآيد آن هم يك يقينى كه واجب القبول است و تخلّف‌بردار نيست چه جهت قضيه ضرورت باشد يا امكان يا فعليّت يا اصلا موجّه نباشد . حال اگر مراد اين باشد خواهيم گفت پس اين شرط هفتم يك شرط مستقلى نبوده و به شرط اوّل برمىگردد كه همان اشتراط يقينى بودن مقدّمات باشد . در پايان جهت آگاهى بيشتر نكتهء اوّل ، از دو نكتهء مذكور به كتاب اساس الاقتباس مراجعه فرماييد . « 1 » 10 . ذاتى باب برهان مبحث دهم از مباحث كتاب برهان ، در رابطهء با بيان معناى ذاتى باب برهان است . پيش از اين در مبحث نهم در رابطه با شرائط مقدّمات برهان ، در شرط پنجم ، گفتيم كه بايد محمولات مقدّمات برهان ، با موضوعات آن‌ها متناسب و هم‌سنخ باشند و اشاره شد مراد از مناسب را ذاتى و اوّلى بودن محمولات مىدانيم حال در اين‌جا معناى ذاتى باب برهان را بيان مىكنيم . كلمهء ذاتى در اصطلاح منطقيون به معانى متعدّد استعمال شده است كه در اين‌جا به تمام آن‌ها اشاره كرده و معناى مقصود ، در كتاب برهان را تبيين مىكنيم . 1 . ذاتى باب ايساغوجى ( باب كلّيّات خمس ) : ذاتى در آن باب در مقابل عرضى به كار مىرود و به تفصيل در باب كلّيّات خمس معناى آن دو گذشت و اجمال مطلب اين كه : ذاتى عبارت است از « ما يتقوم به الذات » يعنى چيزهايى كه قوام ذات به آن‌ها است و آن‌ها مقوّم اين ذات هستند و تمام حقيقت و ماهيّت اين ذات يا جزء ماهيّت آن را تشكيل مىدهند ، چه جزء مختص و چه مشترك و آن‌ها ، جنس و فصل هستند . و عرضى عبارت است از « الخارج المحمول » يعنى عناوين كلّى كه خارج از ذات

--> ( 1 ) . اساس الاقتباس ، صفحهء 391 تا 393 .