على محمدى خراسانى

315

شرح منطق مظفر (فارسى)

گاهى نيز در ظاهر و صورت تنها يكى از علل اربع اوسط واقع شده ولى در باطن همهء علل مفروض الحصول هستند و در اين‌جا كه در ظاهر تنها يك علّت آمده ، چه بسا چهار برهان به تعداد چهار علّت اقامه شود ولى در تمام آن‌ها مطلوب واحدى در كار است و آن شناخت فلان ويژگى است از همه جهات و كيفيات و كميّات . و چون مطلوب ، شناخت آن چيز از همه جهات است ، اگر كسى با علّت ناقصه از اين سؤال به لم پاسخ گويد ، جوابش ناتمام بوده و سؤال قطع نمىشود بلكه هميشه اين سؤال ادامه دارد و مادامى كه يكى از اجزاء و شرايط مربوط به يكى از علل ، باقى مانده سؤال هست . آرى ، هنگامى كه من جميع الجهات پاسخ داده شد و تمام حقيقت براى ما روشن شد ديگر سؤال با لم قطع مىگردد . 9 . شروط مقدّمات برهان امر نهم از امور يازده‌گانهء كتاب برهان ، پيرامون شرايط مقدّمات ( صغريات و كبريات ) برهان است : همان‌طورى كه از لحاظ هيئت و شكل استدلال ، هر قياسى بديهىّ الانتاج نيست ( مانند شكل اوّل كه شروطى دارد و تا آن‌ها فراهم نباشند اصلا منتج نيست تا چه رسد به بديهى الانتاج بودن ) هم‌چنين از لحاظ مادّه و مقدّمات استدلال نيز هر قياسى ، برهانى نيست بلكه قياس برهانى ، قياسى است كه داراى چند شرط باشد كه منطقيون بزرگ مانند خواجهء طوسى رحمهم اللّه و علامّهء حلّى رحمهم اللّه هفت شرط را آورده‌اند كه چهار شرط عموميّت دارد و از آن همهء اقسام برهان ( لمّى و انّى ) و مربوط به همهء صور و نتايج است ( شرط 1 و 3 و 4 و 5 ) ، و يك شرط ، مخصوص برهان لمّى ( شرط 2 ) و دو شرط ششم و هفتم نيز مخصوص مطالب و نتايج و كليّه است ( كما سيأتى ) . « 1 » و امّا تفصيل اين شروط ؛ شرط اوّل : قياس هنگامى برهانى است كه همهء مقدّمات آن ( صغرى و كبرى ) يقين آور باشند چه از جملهء يقينيات بديهى باشند كه شش قسم بود و قبلا ذكر شد و چه از نوع يقينيّات نظرى باشند ، ولى حتما بايد يقينى باشند ( و سابقا در تعريف و بيان ماهيّت برهان به اين نكته اشاره شد كه مراد از يقين در اين‌جا يقين به معانى اخصّ كلمه است كه تفصيلا گذشت ) . وقتى مقدّمات يقين‌آور بود حتما نتيجه نيز يقينى خواهد بود زيرا كه

--> ( 1 ) . اساس الاقتباس ، ص 378 ؛ الجوهر النضيد ، ص 208 .