على محمدى خراسانى

300

شرح منطق مظفر (فارسى)

برهان لمّى مطلق آن است كه اوسط هم علّت باشد از براى وجود اكبر در خارج في نفسه و هم علّت براى وجود الاكبر في الاصغر باشد . و به قول خواجهء طوسى : و اعلم أنّ علّة وجود الاكبر انّما يكون علّة لوجوده في الاصغر في موضعين احد هما أنّ لا يكون للاكبر وجود الّا في الاصغر كالخسوف الّذى لا يوجد الّا في القمر فعلّته علّة وجوده في القمر ، و الثانى أن يكون علّة الاكبر علّته أينما وجدت كالصفراء المتعفّنه خارج العروق الّتى هي علّة لحمّى الغبّ أينما وجدت فهى علّة لوجودها في بدن زيد و امّا في غير هذين الموضعين فعلّتا هما متغايرتان . « 1 » مرحوم مظفر به موضع اوّل اشاره كرده و مىفرمايند : سرّ اين‌كه اوسط ، علّت وجود اكبر است به قول مطلق ( چه في نفسه و چه في الاصغر ) آن است كه محمول در نتيجه ( اكبر ) وجود في نفسه‌اش عين وجودش في الاصغر است يعنى غير از وجود در موضوع و محلّ وجودى ندارد و همين‌كه ثابت شد كه اين اكبر در خارج موجود شده حتما حمل آن بر اصغر و ثبوت آن در اصغر هم ثابت مىگردد . مثال : هذه الحديدة ترتفع درجة حرارتها « صغرى » و كلّ حديدة ترتفع درجة حرارتها فهى متمددة « كبرى » فهذه الحديدة متمدّد « نتيجه » در اين مثال ارتفاع درجهء حرارت هم علّت اصل ثبوت و تحقّق خارجى تمدّد است و هم علّت ثبوت آن در اصغر يعنى آهن است و مىدانيم كه تمدد از اعراض است و اعراض وجود في نفسه‌شان عين وجود في غيره‌شان است يعنى وجود آن‌ها در خارج عين وجود آن‌ها در موضوع است و وجود مستقلّى ندارند . اين قسم را برهان لمّى مطلق گويند ، چون اوسط به قول مطلق علّت ثبوت اكبر است . برهان لمّى غير مطلق آن است كه : اوسط علّت براى ثبوت اكبر به قول مطلق نيست ، به عبارت ديگر علّت وجود اكبر في نفسه ( علّت ذات الاكبر ) نيست . بلكه تنها علّت ثبوت اكبر در اصغر است . سئوال : آيا ممكن است كه چيزى علّت اصل ثبوت چيز ديگر نباشد ولى علّت ثبوت آن در موضوع باشد ؟

--> ( 1 ) . شرح اشارات ، ج 1 ، ص 308 .