على محمدى خراسانى

301

شرح منطق مظفر (فارسى)

جواب : بله ممكن است زيرا كه وجود الاكبر في الاصغر يك نوع وجود است و ذات اكبر وجود ديگرى است . ممكن است هر وجودى داراى علّت خاص به خود باشد و علّت ذات الاكبر و وجود في نفسه آن غير از علّت وصف الاكبر و وجود في غيره آن باشد . ( حال برهان لمّى آن است كه اوسط علاوه بر اين‌كه واسطه در اثبات اكبر للاصغر در ذهن و در مقام استدلال است ، حداقل و قدر متّقين واسطه در ثبوت الاكبر في الاصغر خارجا هم باشد ) اعّم از اين‌كه واسطه در ثبوت الاكبر في نفسه باشد ( كه نامش را برهان لمّى مطلق گذاشتيم و مثال آورديم به تمدّد و ارتفاع درجهء حرارت ) و يا واسطه و علّت ذات الاكبر نباشد ، بلكه به يكى از سه صورت ذيل باشد : 1 . اوسط خارجا معلول وجود اكبر في نفسه و يا معلول ذات الاكبر باشد اگرچه علّت ثبوت اكبر در اصغر هم هست . مثال : هذه الخشبة تتحرك اليها النار ( چوب در سمتى قرار گرفته كه مسير آتش به سوى او است يا در جهت بالا است كه نار به‌طور طبيعى به سمت بالا زبانه مىكشد و يا در جهت مشرق ، مغرب ، شمال يا جنوب قرار گرفته است و عامل خارجى از قبيل باد و غيره اين آتش را به سوى آن چوب هدايت مىكند ) « صغرى » و كلّ خشبة تتحرك اليها النار توجد فيها النار ( هر چوبى كه آتش به طرفش رفت حتما آن را مىسوزاند و در آن آتش ايجاد مىكند چون مقتضى سوختن موجود و كليّه موانع هم على الفرض مفقود است ) « كبرى » فهذه الخشبة توجد فيها النار « نتيجه » در اين مثال ، حدّ وسط ، حركت نار به سمت خشبة و حكم يا اكبر وجود النار در خشبة و اصغر هم خود خشبة است . حال در اين استدلال ، اوسط ، واسطه در ثبوت الاكبر خارجا في الاصغر است يعنى عامل ديگرى سبب وجود نار در خشبه سوختن آن نبوده و اين حركت نار به سمت او است كه موجد نار در آن گرديده است . ولى اوسط ، علّت ثبوت الاكبر في نفسه يا علّت ذات الاكبر نيست بلكه مطلب بالعكس است يعنى اين وجود نار در خارج است كه علّت حركت نار است چون طبيعت نار اقتضا دارد كه زبانه بكشد و به هرسو حمله‌ور شود و همه‌جا را به آتش بكشد .