على محمدى خراسانى

294

شرح منطق مظفر (فارسى)

بلكه حيوانات ديگر نيز در اراكات حسّى با انسان مشترك هستند . اين‌گونه از معلومات به فرمودهء شهيد مطهرى رحمهم اللّه داراى ويژگىهاى ذيل هستند : آگاهى حيوانات از جهان تنها به وسيلهء حواس ظاهره است . ازاين‌رو : اولا سطحى و ظاهرى است و به درون و روابط درونى اشياء نفوذ نمىكند . ثانيا فردى و جزئى است و از كلّيّت و عموميّت برخوردار نيست ، ثالثا منطقه‌اى است و محدود به محيط زيست حيوان است و به خارج محيط زيست او راه پيدا نمىكند . رابعا حالى است يعنى بسته به زمان حال است ، از گذشته و آينده بريده است . . . » « 1 » در لابلاى فرمايشات مرحوم مظفر نيز به ويژگى چهارم اشاره شده است . به هر حال اين ادراكات حيوانى است و انسان هم از اين جهت كه داراى جنبهء حيوانى است اين اراكات حسّى محدود را دارد . اگر بخواهيم از اين امور جزئى تجاوز كرده و به ادراكات كلّى كه فراتر از زمان احساس و مكان آن باشد حتما نيازمند يك سلسله مقدّمات عقلى و قياس‌هاى منطقى هستيم تا با تجزيه‌وتحليل و با تجريد و تعميم ، خصوصيّات فرديّه و شخصيّه را از اين جزئيات ، الغاء كنيم و ما به الاشتراك آن‌ها را به تنهايى مدنظر قرار داده و از آن‌ها احكام و قضاياى كليّه استفاده كنيم . مثلا بگوئيم : هر انسانى چنين است ، هر آتشى سوزنده است ، هر حيوانى حسّاس است و . . . و از آن جايى كه تجريد و تعميم كار ذهن و عقل انسان است بنابراين مشاهدات و متواترات در يك سلسله قضاياى كلّيه مىتوانند مبادى تصورى يا تصديقى داشته باشند . و از آن‌ها تصوّرات و تصديقات كلّى و شامل به دست آيد و نه تنها مىتوانند چنين باشند بلكه عملا و در واقع مطلب همين‌طور است يعنى اكثر مفاهيم كليّه ( در بخش تصوّرات ) و تصديقات عامه و آراء و افكار علمى متّكى بر همين استقراء و تتبع محسوسات است ( چنان‌كه در بحث استقراء به تفصيل گذشت ) . و بر همين اساس از ارسطو نقل شده كه : « من فقد حسا فقد علما » يعنى هركس حسّى از حواس را نداشته باشد علم مربوط به آن حس را هم نخواهد داشت . مثلا اگر از قوهء بينايى محروم باشد يقينا از ادراك انواع رنگ‌ها ناتوان بوده و دانش اين بخش را نخواهد داشت و اگر ناشنوا باشد از انواع صداها محروم خواهد بود

--> ( 1 ) . انسان و ايمان ، صفحهء 2 .