على محمدى خراسانى

284

شرح منطق مظفر (فارسى)

و چه از حيث صورت و نتيجهء آن هم يك قضيهء يقينى واجب القبول است كه همان يقين به معناى اخصّ كلمه باشد در مقابل يقين به معناى اعّم كه قبلا معنا شد . و به قول خواجهء طوسى : امّا القياسات البرهانية فهى القضايا الواجب قبولها و هي التّى يكون التصديق بها ضروريّا سواء كانت في انفسها ضروريّة او ممكنة فان كانت ضروريّة في انفسها كانت نتائجها ضروريّة بحسب الأمرين جميعا ، و إن كانت ممكنة في انفسها كانت نتائجها ممكنه في انفسها ضروريّة القبول ، و بالجمله : فالقياسات البرهانيّة يقينيّة مادة و صورة و غايتها ان ينتج اليقينيّات . « 1 » 2 . برهان نوعى قياس است در مباحث قبل دانستيم كه حجت بر سه نوع است : 1 . قياس 2 . استقراء 3 . تمثيل . حال سؤال اين است كه استدلال و حجت برهانى ، از كدام نوع از انواع ثلاثهء حجت است ؟ مىفرمايد : از تعريفى كه براى برهان آورديم دانسته شد كه برهان نوعى از انواع قياس است و قياس انواعى دارد : جدلى ، خطابى ، مغالطى و . . . كه يك نوع آن ، برهانى است . بنابراين استقراء و تمثيل برهان ناميده نمىشوند و ما تمثيل برهانى يا استقراء برهانى نداريم ، حال علّت چيست ؟ مشهور برآنند كه : علّت عدم مجيىء برهان در آن دو باب اين است كه : اين دو استدلال يقين‌آور نيستند زيرا استقراء گمان‌آور و تمثيل ، احتمال درست كن است همان‌طور كه سابقا بيان شد درحالىكه از مسلّمات باب برهان اين است كه يقين‌آور باشد پس تمثيل و استقراء برهان ناميده نمىشوند . مصنف رحمه اللّه مىفرمايد : ما اين توجيه را قبول نداريم زيرا معتقديم كه برخى از اقسام استقراء يقين‌آور هستند ( همانند استقراء تام ، استقراء ناقص معلّل و . . . ) همچنين تمثيل نيز گاهى مفيد يقين است ( و آن در صورتى است كه علّت تامهء حكم را در مورد اصل بدست آوريم و بعد يقين كنيم كه همين علّت به تمام و كمال در مورد فرع هم وجود

--> ( 1 ) . شرح اشارات ، جلد 1 ، صفحهء 289 .