على محمدى خراسانى

283

شرح منطق مظفر (فارسى)

و چه نظريات ) نامش برهان خواهد بود . پس برهان آن قياسى است كه از يقينيات مؤلف شده است . آنگاه چنين مقدّماتى كه از حيث مواد يقينى هستند اگر از حيث صورت و شكل استدلال هم ( كه در باب پنج گفتگو شد ) كامل و يقينى باشد و شرائط شكل را هم دارا باشد ( مثلا شكل اوّل باشد ) البتّه به‌طور قطع و جزم نتيجهء اين مقدّمات ، يك قضيهء يقينى خواهد بود كه لازمهء ذات قياس است و محال است كه اين نتيجهء قطعى از آن‌ها حاصل نشود چون تخلّف معلول از علّت جزء محالات است و مقدّمات ، علّت و نتيجه ، معلول است و هركجا علّت بود معلول هم خواهد بود و معناى بالذات اين است كه نيازى به مقدّمهء خارجيه ندارد بر خلاف قياس مساوات و معناى « اضطرارا » اين است كه اين نتيجه مضطر اليه و لا بدّ منه است . توضيح اين‌كه : كلمهء ضرورت در هر جايى ، معنايى دارد . گاهى ضرورت به معناى بداهت مىآيد در مقابل نظرى و اكتسابى و گاهى ضرورت جهت قضيه است ، در قضاياى موجّهه در مقابل امكان و دوام و فعليّت . ولى در باب برهان ضرورت به معناى اين است كه وقتى مقدّمات را پذيرفتيم و يقين به آن‌ها پيدا شد و آن‌ها واجب القبول بودند البتّه نتيجه هم قطعى بوده و عقلا واجب القبول خواهد بود و لا بدّ منه است و گرنه تخلّف معلول از علّت است كه محال خواهد بد . چه مقدمتين از يقينيات بديهى باشند يا غير بديهى و چه مقدمتين از قضاياى غير موجّهه باشند يا از موجّهات ، خواه از موجّهات ضروريه ، دائمه ، فعليه و يا ممكنه و به قول شيخ الرئيس : فان كانت ضروريّة يستنتج منها الضرورى على نحو ضرورتها ، او ممكنته يستنتج منها الممكن . « 1 » و در پاورقى همان صفحه مىخوانيم : قوله : القياسات . . . قد ورد في التعليم الاوّل أن مقدمات البرهان ضروريّة و نتايجها ضروريّة و فهم من ذلك قوم أنها تجب أن تكون ضروريّة مقابلة للامكان فرد الشيخ عليهم بان المراد انّ مقدّماتها يقينية واجب قبولها سواء كانت ممكنة أوّلا و نتايجها ايضا واجب قبولها . « 2 » خلاصه اين‌كه : برهان قياسى است كه يقينى و واجب القبول است چه از حيث ماده

--> ( 1 ) . اشارات ، ج 1 ، صفحهء 287 . ( 2 ) . اشارات ، جلد 1 ، صفحهء 287 .