على محمدى خراسانى
282
شرح منطق مظفر (فارسى)
البرهان : قياس مؤلّف من يقينيّات ينتج يقينيّا بالذات اضطرارا . « 1 » مرحوم مظفر مىفرمايد : اين تعريف نيكو تعريفى است . چرا كه هم سهلوآسان است و هم واضح ، روشن و مختصر است . خلاصه اينكه : برهان عبارت است از قياسى كه از مقدّمات و مواد يقينآورى فراهم آمده كه نتيجهء آنها يك قضيهء يقينى است و آن قياس ، بالذات منتج اين نتيجه است و اين نتيجه اضطرارى است . قبل از توضيح اين تعريف سخنى از علامهء در جوهر النضيد مىآوريم : و اعلم ان اكمل الحدود ما اشتمل على العلل الاربع الّتي هي الفاعلية و الغائيّة و المادّيه و الصورّيه ، و قد اشتمل هذا الحدّ على علل البرهان الثلاث ، فالقياس هو الصورة ، و اليقينيّات أعنى المقدّمات اليقينيه هي المادة ، و الشىء المستفاد أعنى النتيجة هي الغاية . « 2 » مصنف در توضيح تعريف فوق مىگويد : بارها گفتهايم كه هر حجّت و استدلالى ( قياسى ، استقرايى و . . . ) بايد از دو مقدّمه فراهم شده باشد ( صغرى و كبرى ، و در قياسهاى مركب كه در حقيقت دو قياس است از چهار مقدّمه فراهم شده ) ، مقدمتين قياس يا از يقينيات است كه صنفى از اصناف ثمانيهء مبادى تصديقيهء بديهيّهء اقيسه بود و قبلا بهطور مفصّل بيان كرديم و يا هردو مقدّمهء قياس از قضاياى يقينى بالمعى الاخص نيستند بلكه يكى از دو مقدّمهء قياس يا هر دو مقدّمهء آن از انواع هفتگانهء ديگر بديهيّات مذكور در مقدّمهاند يعنى از مظنونات ، مقبولات ، مشبّهات و . . . قسم دوم مربوط به صناعات چهارگانهء بعدى است كه در فصول مربوط به آنها خواهد آمد و قسم اوّل كه مقدّمات آن يقينى هستند ؛ يا اين مقدّمات در نفس خود از بديهيّات بوده و جزء بديهيّات ستّ منطقى ( اوليات ، مشاهدات ، متواترات و . . . ) هستند و تصديق به آنها محتاج به استدلال نيست مانند : « الكل اعظم من الجزء » ، « النقيضان لا يجتمعان » و . . . و يا از مقدمات نظرى بوده و محتاج به استدلال هستند ولى به بديهيّات منتهى شده و از اين طريق تصديق يقينى به آنها پيدا مىشود . حال هرگاه حجّت و دليل از دو مقدّمهء يقينآور تأليف و فراهم آمد ( چه بديهيّات
--> ( 1 ) . جوهر النضيد ، صفحهء 199 . ( 2 ) . جوهر النضيد ، صفحهء 199 .