على محمدى خراسانى
240
شرح منطق مظفر (فارسى)
تطابقت عليها آراء العقلاء است ، از مشهورات شمرده مىشود . 2 . مشهورات به معناى اخص يا مشهورات صرفه - حقيقتا عنوان مشهوره بودن بر اين قسم صدق مىكند و براى اين نوع برازندگى دارد - و آنها قضايائى هستند كه هيچ واقعيتى ماوراء تطابق آراء عقلاء ، ندارند بلكه تمام حقيقت و واقعيت آنها را همين تطابق آراء عقلاء تشكيل مىدهد . اين قضايا ، مشهوره و مورد تحقّق هستند در صورتى كه عقلاء عالمى باشند و اينها را ادراك كنند و تطابق آراء بر طبق آنها پيدا شود . و گرنه بدون در نظر گرفتن تطابق آراء چيزى وجود ندارد . به فرمودهء ابن سينا در اشارات اگر انسان با عقل ، حسّ و وهم خود خلوت كند و تنها به مقتضاى اينها بخواهد حكم كند و يكى از اسباب و عوامل شهرت ( از قبيل عادت ، انفعالات نفسانيه ، خلق انسانى و . . . براى او حاصل نشود هرگز چنين احكام و تصديقاتى نخواهد داشت . اشكال : زمانى كه به وجدان خود مراجعه مىكنيم اين مطلب را درمىيابيم كه : عقل ما به حسن عدالت حكم مىكند و عادل را مىستايد ، همچنين به قبح ظلم حكم مىكند و ظالم را مذمت مىنمايد بدون اينكه منتظر حكم ديگران و تطابق آراء باشد ، پس چگونه ادعا مىكنيد اى قضايا تمام ماهيّتشان در گرو تطابق آراء است ؟ جواب : آرى هر انسانى مستقلا و قطعنظر از ديگران چنين احكامى دارد ولى اين حكم شخصى ، غير از مسأله تطابق آراء عقلاء است و ما در مشهورات با اين سروكار داريم . بنابراين مشهورات اينچنين هستند كه لا واقع لها وراء تطابق آراء العقلاء بر خلاف اوليّات از قبيل : « الكل اعظم من الجزء » ، « النقيضان لا يجتمعان » و . . . كه كارى به تطابق آراء عقلاء ندارد . زيرا تطابق آراء را در نظر بگيريم يا خير ، اينها سلسله قضاياى واقعى هستند كه هر انسانى لو خلّى و طبعه ( اگر با خودش خلوت كند ) بر طبق آنها حكم مىكند چه ديگران حكم بكند يا نه . قوله : « و على هذا » : بنابر مطالب گفته شده ما به الاشتراك و ما به الامتياز مشهورات و يقينيات را بيان كنيم : ما به الاشتراك : هردو دسته از قضايا ، مفيد تصديق يقينى و جزمى مىباشند .