على محمدى خراسانى
239
شرح منطق مظفر (فارسى)
3 . مشهورات قسم سوم از اقسام هشتگانهء بديهيات قضاياى مشهوره هستند كه نام ديگر آنها ذايعات است و آنها قضايا و تصديقاتى هستند كه در ميان مردم شهرت و شيوع و ذيوع داشته و خاصوعام بدان حكم مىكنند . مشهورات ، مراتبى دارند كه بهطور خلاصه به سه مرتبه اشاره مىكنيم . الف ؛ برخى از مشهورات ، شهرت جهانى دارند و همه انسانها در همهء زمانها و مكانها بر طبق آن حكم مىكنند و « ممّا تطابقت عليها آراء العقلا » مثل حسن عدل و قبح ظلم ، و نيكى احسان و بدى خيانت و . . . ب ؛ پارهاى از مشهورات ، قضايائى هستند كه بيشتر مردم طبق آن حكم مىكنند . مثل : جهان را خالقى باشد خدا نام ، خداوند يكتا است . ج ؛ بسيارى از مشهورات مخصوص عدّهء خاصى است . مثلا كسانى كه داراى فلان عادت باشند ، چنين حكمى دارند و فلان عمل را تحسين يا تقبيح مىكنند . مشهورات به دو معنى است ( مثل يقينيات و مظنونات ) : 1 . مشهورات به معناى اعمّ : قضايائى هستند كه در ميان همهء مردم از خاصوعام شهرت و مقبوليت دارند و از امورى هستند كه آراء عقلاء بر آنها تطابق دارد . اعم از اينكه غير از همين شهرت و تطابق آراء عقلاء هيچ واقعيتى براى آنها نباشد ، بلكه تمام حقيقت آنها را همين اشتهار تشكيل دهد ( كه داخل در مشهورات به معناى اخص مىشوند و به تفصيل با مثال خواهد آمد ) و يا اينكه ماوراء تطابق آراء عقلاء عالم ، از براى اين قضايا واقع و نفس الامرى باشد كه اين قضيه را با آن مىسنجيم و حكم به درستى آنها مىكنيم و چون همه اين نسبت واقعى را ادراك مىكنند ، پس همه بر طبق آن حكم دارند . همانند اوّليات كه جزء مشهورات به اين معنا هستند . مثل : الكلّ اعظم من الجزء و همچنين فطريات كه مشهوره هستند . مثل : الاثنان نصف الاربعة كه همگان بدان حكم مىكنند . پس مشهورات به معناى اعم ، شامل يقينيات نيز مىشود . در نتيجه مىشود قضيهاى هم از يقينيات باشد و هم از مشهورات . مثلا قضيهء « الكلّ اعظم من الجزء » از هردو باب است ، امّا هركدام به اعتبارى . از جهت اينكه داراى واقعيتى است كه با آن سنجيده مىشود از يقينيات است و به اعتبار اينكه همگان به آن حكم مىكنند و مما