على محمدى خراسانى
225
شرح منطق مظفر (فارسى)
آرامش و اطمينان پيدا مىكند آنچنان اطمينانى كه شك و ترديد را از دل بيرون كرده و درخت تنومند يقين را در آن غرس كند . ولى نه از هر راهى بلكه تنها از طريق اخبار جماعتى كه نفس اخبارشان جزمآور باشد - توجّه داريم كه با اين تعريف ، مواردى كه داراى قرينه قطعى باشند خارج مىشوند مانند قول معصوم كه عصمتش قرينه قطعى براى يقين پيدا كردن است . جماعت مذكور بايد داراى دو صنت باشند : الف ؛ اجتماع و تبانى جماعت مخبرين بر دروغ گفتن ممتنع باشد . توضيح اينكه : گاهى چند نفر خبرى را شايع مىكنند ، احتمال اينكه هركدام از اين افراد دروغ گفته باشند وجود دارد . ولى گاهى جمع كثيرى اين خبر را مىدهند و انسان يقين مىكند چنين خبرى بوده و تبانى قبلى در كار نيست . ب : بهطور عادى ، محال باشد كه اين تعداد از انسانها باهم در خبرى اشتباه كنند . يعنى اگر يك يا دو نفر در فهم يك حادثه اشتباه كنند و مثلا بگويند قاتل زيد ، بكر است ، كاملا طبيعى است ، امّا اينكه دهها نفر صحنه را ديده و همگى مىگويند : زيد به دست بكر كشته شد . معقول نيست كه همه اشتباه كرده باشند . مرحوم مظفر در پاورقى مىفرمايند : منطقيين و اصوليين مشهور تنها به اين قيد « اخبار جماعة يمتنع تواطؤهم على الكذب » اكتفا نمودهاند . ولى به عقيدهء ما افزودن قيد دوم هم لازم است ، كه بگوئيم : « يمتنع اتفاق خطأهم في فهم الحادثه » و علّت افزودن اين قيد آن است كه خيلى اتفاق مىافتد انسانها در موردى مجتمع مىشوند و صحنهاى را مىبينند امّا دقّت نكرده و دچار اشتباه مىشوند . قوانين جامعهشناسى هم اين مطلب را تأييد مىكنند كه مردم در ملاحظات و محاسبات خود چندان اهل دقّت نيستند و به تقليد كوركورانه از ديگران مىپردازند . مثلا در مد لباس و زينت شعار دادن ، گريه كردن و خنديدن و . . . مثال روشنگر : در يك محيط تفريحى و سرگرمكننده كه انسانها از خستگى كارهاى طول هفته به آنجا پناه بردهاند و صرفا به دنبال تفريح و تفرج هستند . گاهى در گوشهاى اجتماع كوچكى مشاهده مىكنند كه به دور شعبدهبازى حلقه زدهاند و او بر حسب ظاهر ، كارهاى خارق العاده انجام مىدهد مثلا : شيشه را با دندانهايش خرد