على محمدى خراسانى

226

شرح منطق مظفر (فارسى)

كرده و سپس به صورت سوزنى از دهان خارج مىكند ، يا چاقوئى بر پيكر خويش مىزند امّا هيچ خونى از او بيرون نمىآيد يا شمشيرى را كاملا در بدنش فرومىبرد ، يا حيوانى را مىبلعد ، و مردم فكر مىكنند كه او واقعا اين كارها را انجام مىدهد . در حالى كه اهل دقّت مىفهمند ، اينها چشم‌بندى و حيله‌اى بيش نيست . بنابراين افزودن قيد دوم ضرورى به نظر مىرسد و قيد اوّل به تنهايى كافى نيست . چند مثال از متواترات : الف ؛ شايد هيچ يك از ما فلان شهر را كه در دورترين نقطه عالم قرار دارد نديده باشيم ولى به وجود آن يقين داريم و آن را از راه خبر متواترا كسب كرده‌ايم . ب ؛ هيچ يك از ما در عصر نزول قرآن و در پانزده قرن قبل نبوده‌ايم ولى هم اكنون يقين به نزول قرآن كريم بر پيامبر اسلام داريم چون نسل به نسل اين امر به‌طور متواتر براى ما نقل شده است . ج ؛ احدى از ما در زمان انبياء پيشين و امم آنان و يا سلاطين قديم و پيروان آنها نبوده‌ايم ولى يقين به وجود قوم موسى و . . . از راه خبر متواتر داريم . د ؛ هرگز ارسطو ، افلاطون و فيثاغورث را نديده‌ايم بلكه از راه تواتر به وجود آنان علم داريم . به قول ابن سينا در اشارات : و هذا مثل اعتقادنا بوجود مكّة و وجود جالينوس و اقليدس و غيرهم . « 1 » 2 . آيا تواتر امرى ممكن است يا از محالات مىباشد ؟ 3 . بر فرض امكان آيا واقع شده يا خبر ؟ 4 . بر فرض وقوع آيا خبر متواتر يقين‌آور است يا خبر ؟ 5 . بر فرض كه مفيد علم باشد آيا مفيد يقين بديهى است يا نظرى ؟ اين چهار مبحث را مفصل در شرح معالم ، مبحث اخبار آورده‌ام و تكرار نمىكنم . 6 . آيا در باب تواتر عدد خاصّى ملاك است ؟ در جواب مىگوئيم : بعضى از محدثين براى آن اعدادى را ذكر كرده‌اند از قبيل چهار نفر ، 12 نفر ، 40 نفر ، 70 نفر ، 114 نفر ، و . . . ولى مطلب درست اين است كه از اخبار جماعت يقين حاصل شود به صورتى كه

--> ( 1 ) . الاشارات و التنبيهات ، ج 1 ، ص 218 .