على محمدى خراسانى

211

شرح منطق مظفر (فارسى)

يقينيات مقدمه : قسم اوّل از اقسام هشت‌گانهء قضاياى بديهى ، يقينيات هستند و آنها قضايائى هستند كه براى نفس تصديق يقينى مىآورند و يقين به دو معناى اعم و اخصّ به كار مىرود . يقين به معناى اعم كلمه عبارت است از : مطلق اعتقاد جازم ، يعنى مطلق اينكه انسان به حكمى از احكام و نسبتى از نسبت‌ها ، جازم و قاطع شود ، چه جزم او مطابق واقع باشد يا نه ، و بر فرض مطابقت چه جزم از روى تقليد حاصل شود يا از روى اجتهاد و استدلال . پس يقين به اين معنى شامل جهل مركب و تقليد نيز مىشود . يقين به معناى اخص كلمه عبارت است از : خصوص اعتقاد و تصديق نفسى ، كه داراى سه ويژگى باشد : 1 . مطابق با واقع باشد ؛ با اين قيد ، جهل مركب خارج مىشود چون اعتقاد جاهل به جهل مركب مطابق واقع نيست بلكه واقع را نشناخته و نمىداند كه نمىداند . 2 . احتمال نقيض در او داده نشود ؛ يعنى اعتقادى جزمى و صددرصد باشد كه حتّى يك درصد هم احتمال طرف مقابل داده نشود ، با اين قيد ظن خارج مىشود چون احتمال خلاف دارد . 3 . از روى تقليد نباشد ؛ يعنى از راه استدلال و اسباب و مقدمات به دست آمده باشد ، با اين قيد ، اعتقاد جازمى را كه با تقليد به دست آمده باشد خارج كرد . در بحث ما يقين ، به معناى اخص منظور است و يقينيّاتى كه بعدا عنوان خواهد شد ، بايد عموما ويژگيهاى مذكور را دارا باشند و گرنه محلّ بحث نخواهند بود . بيان ذلك : يقين به معناى اخص بر دو پايه اساسى استوار است كه هركدام از بين رود يقين تباه خواهد شد . آن دو پايه عبارتند از : الف ؛ شخص به مضمون و مفاد قضيه اعتقاد پيدا كند ( نه تنها مطلق اعتقاد كه در ظن نيز وجود دارد ) بلكه در كنار تصديق به مضمون ، اعتقاد و حكم ديگرى هم بدان ضميمه شود يعنى بالفعل يا بالقوة القريبة من الفعل ( كه با اندك تأمّلى حاصل مىشود و به فعليّت مىرسد ) معتقد شود كه حكم همين است ، و اين مضمون مورد اعتقاد ، احتمال نقيض ندارد و جزمى است ( بدين وسيله ظن خارج شد ) . اين عنصر در همهء يقين‌ها وجود دارد و منحصر به يقين بالمعنى الأخص نيست