على محمدى خراسانى
200
شرح منطق مظفر (فارسى)
تمرين 5 . در تمرين قبل به اين مطلب اشاره شد : هر قضيهء موجبه نيازمند وجود موضوع است و فلاسفه براى اثبات اين مدعا به « قانون فرعيت » تمسك كردهاند كه : « ثبوت شىء لشىء يستدعى ثبوت المثبت لهاى : الموضوع » . وصف بدون موصوف و عرض بدون معروض و حال بدون محلّ ممكن نيست . مشخص كنيد : اين كدام نوع از انواع استدلال منطقى است ؟ و چگونه تنظيم مىشود ؟ حلّ تمرين . امّا نوع : اين استدلال از نوع قياس اقترانى حملى شكل اول است . امّا تنظيم : « القضية الموجبة هو ثبوت شىء لشىء » صغرى و « ثبوت شىء لشىء يستدعى ثبوت المثبت له » كبرى « فالموجبة تستدعى ثبوت المثبت له » نتيجه تمرين 6 . قضاياى پراكندهء زير را در قالب و شكل يك قياس منطقى قرار داده و پس از تنظيم ، نوع اين قياس را هم بيان كنيد . امّا قضايا : كسى كه داراى حجت برهانى باشد مغلوب واقع نمىشود ، زيرا كه چنين كسى بر حق است ( سخن او مطابق واقع است ) ، و هر انسانى كه بر حق و صاحب حق باشد مغلوب نمىشود . امّا تنظيم : در حقيقت اختلال در ترتيب حاصل شده و نتيجه بر دو مقدمه سبقت گرفته كه در قياس مضمر هم بدان اشاره شد . شكل اصلى به قرار زير است : « صاحب الحجة البرهانيّه على حق » صغرى و « صاحب الحق لا يغلب » كبرى « فصاحب الحجة البرهانيه لا يغلب » نتيجه و امّا نوع : اين قياس از نوع اقترانى حملى و از شكل اوّل آن است . نكته : فرض كنيد قضيهء اوّل ، به صورت يك قضيهء شرطيه بود مثلا : « اذا كانت الحجة برهانية فصاحبها لا يغلب » ، شما از اين قضيهء شرطيه چگونه قياس منطقى درست مىكنيد ؟ و اين نتيجه را از كدام يك از مقدمات به دست مىآوريد ؟ و نوع قياس چگونه خواهد بود ؟ در پاسخ بايد گفت : قياسى كه در اين فرض تشكيل مىشود از نوع اقترانى شرطى است كه ممكن است از قسم مؤلف از دو متصله باشد به اين بيان :