على محمدى خراسانى
18
شرح منطق مظفر (فارسى)
1 . « عدد 2 نصف 4 است » و « عدد 4 نصف 8 است » ، پس « عدد 2 نصف 8 است » ، بلكه 2 ربع 8 است ، و نميتوان گفت « نصف النصف نصف » پس عدد 2 نصف 8 نيست ، بلكه 2 ربع 8 است . 2 . « عدد 3 ثلث 9 است » ، و « عدد 9 ثلث 27 است » ، پس « عدد 3 ثلث 27 است » : نمىتوان گفت : « ثلث الثلث ثلث » پس « عدد 3 ثلث 27 است » ، زيرا ثلث الثلث 1 / 9 است نه 1 / 3 . 3 . « انسان مباين با فرس است » ، و « فرس مباين با ناطق است » ، پس « انسان مباين مباين ناطق است » ، ولى نمىتوان گفت : « مباين المباين مباين فالانسان مباين للناطق » ، ملاحظه مىفرماييد كه در تمامى اين موارد قياس مساوات منتج نيست چون مقدمه خارجى آن كذب است و آنجا هم كه مقدمه خارجى صدق است و قياس منتج ، در حقيقت يك قياس نيست بلكه دو قياس است . ب . اصطلاحات قياس مبحث دوم در باب قياس پيرامون اصطلاحاتى است كه در باب قياس در ميان منطقيون متداول و مصطلح است و مكرر از اين تعبيرات استفاده مىكنند . اين اصطلاحات در تقسيمى شامل دو بخش مىشوند : 1 . اصطلاحات عامه : تعبيراتى كه عموميت داشته و در سراسر مباحث قياس كاربرد و استعمال دارند و اختصاص به بابى از ابواب قياس ندارد . 2 . اصطلاحات خاصّه : تعبيراتى كه مخصوص بابى از ابواب قياس است و در آن باب رواج دارد و به كار برده مىشود و در ابواب ديگر نيست . مثلا خصوص قياس اقترانى حملى اصطلاحاتى مخصوص به خود دارد استثنايى همچنين . اصطلاحات خاص هر نوعى از انواع قياس در اول همان نوع بيان خواهد شد فعلا بحث ما راجع به اصطلاحات عامه باب قياس است كه مجموعا پنج اصطلاح است و بايد دانسته شود : 1 . صورت قياس : منظور از صورت قياس همان هيئت و شكل خاصى است كه هر قياسى دارد و در حقيقت چينش خاصى است كه ميان اجزاى قياس انجام مىگيرد كه اگر اين هيئت خاص نباشد قياس منتج نيست . مثلا هر قياسى حداقل دو مقدمه دارد كه هر مقدمه در جاى مخصوصى قرار دارد ، يعنى اول صغرى قرار دارد ، سپس كبرى و نيز هر مقدمه اجزايى چون موضوع و محمول يا مقدم و تالى دارد كه آنها نيز بايد با كيفيت