على محمدى خراسانى
19
شرح منطق مظفر (فارسى)
خاصى كنار هم قرار داده شوند تا قياس منتج باشد در غير اين صورت اگر قياس ما از لحاظ هيئت و شكل كامل نباشد ارزشى نخواهد داشت و مثل صورت قياس مثل صورت و شكل خارجى ساختمان بسيار زيبايى است كه همه مواد و مصالح آن با نظم خاصى كنار يكديگر قرار داده شده است تا در مجموع ساختمان مجلل قابل استفادهاى به وجود آوردهاند . 2 . مقدمه ، مواد ، عناصر ، يا مبادى تصديقى قياس : منظور از مواد يا مبادى و مقدمات قياس عبارت است از دو يا چند قضيهاى كه قياس را تشكيل مىدهند كه هر كدام از آنها خود از اجزايى تشكيل شدهاند اگر يك يا هر دو مقدمه نباشند البته قياسى هم نخواهيم داشت ، اين مواد و مقدمات گاهى يقين آوردند و گاهى گمانآور ، همچنين گاهى مبادى قريبه استدلال هستند و گاهى بعيده ، ( كه در باب صناعات خمس خواهد آمد ) . صورت و شكل هم روى همين مواد و مقدمات مىآيد و در حقيقت « ماده القياس » بسان مصالح ساختمانى است كه اگر هركدام از اركان نباشد ساختمان سرپا نخواهد شد البته اين مقدمات معمولا در منطق به صورت رمزى بيان مىشود . مثال : « هر الف ب است » و « هر ب ج است » « پس هر الف ج است » . و گاهى هم جهت توضيح بيشتر به صورت غير رمزى خود ماده اصلى را به كار مىبريم مثلا مىگوييم « زيد مجتهد است » و « هر مجتهدى گرامى است » پس « زيد گرامى است » . 3 . مطلوب ، در تعريف قياس گفتيم « قول لزم عنه لذاته قول اخر » ، حال اين قول آخر و قضيه ديگرى كه لازم لا ينفك مقدمات آن است به يك اعتبار مطلوب ناميده مىشود و آن هنگامى است كه ذهن ما به آن توجه پيدا كرده ولى هنوز علم تصديقى نيامده و درصدد استدلال بر آن هستيم تا تبديل به معلوم شود در اين مرحله كه هنوز استدلال نشده نام آن قضيه « مطلوب » است يعنى مجهولى كه درصدد تبديل آن به معلوم هستيم و در طلب علم بدان قرار داريم . 4 . نتيجه : اين اصطلاح بر همان مطلوب و قول آخر اطلاق مىشود منتهى پس از اينكه بر مطلوب استدلال نموده معلوم را تحصيل نموديم در اين مرحله جديد به آن نتيجه مىگوييم . 5 . حدود قياس . منظور اجزاء ذاتى و اصلى مقدمات قياس است يعنى اجزائى كه