على محمدى خراسانى
177
شرح منطق مظفر (فارسى)
شكل است : « الف مساوى ب است » صغرى و « ب مساوى ج است » كبرى « پس الف مساوى مساوى ج است » نتيجه و « مساوى مساوى ، مساوى است » پس « الف مساوى ج است » نتيجهء نهائى . از اينجا نام مذكور را براى اين قياس اختيار كردهاند و گرنه از اين جهت كه بگذريم بايد گفت دامنهء قياس مساوات بسيار وسيع بوده و آن مقدمهء خارجى گاهى قاعدهء مما ثلث است كه : « مماثل المماثل ، مماثل » ؛ و گاهى قاعدهء مشابهت است كه : « مشابه المشابه ، مشابه » ؛ و گاهى قواعد ديگرى است از قبيل : جزء الجزء جزء ، لازم اللازم لازم ، اخص الاخص اخص ، اعم الاعم اعم ، مقوم المقوم مقوم ، مقسم المقسم مقسم و . . . پس مىتوان به مناسبت ، نام آن را قياس مشابهت يا مماثلت و . . . نيز گذاشت ولى اصل تسميه مهمّ نيست و گاهى به كمترين مناسبتى نامگذارى انجام مىگيرد . چند مثال : الف . انسان از نطفه است » صغرى ، و « نطفه از عناصر است » كبرى ، « پس انسان از عناصر است » نتيجه ب . « جسم جزء حيوان است » صغرى ، و « حيوان جزئى از انسان است » كبرى ، « پس جسم جزئى از انسان است » نتيجه 3 . صدق و كذب يا منتج و عقيم بودن قياس مساوات : منتج بودن يا عقيم بودن قياس مساوات ، در گرو صدق و كذب آن مقدمهء خارجى است كه بدان ضميمه مىشود كه اگر آن مقدمه صادق باشد اين قياس منتج است و اگر كاذب باشد قياس عقيم است . امّا مقدماتى كه صادقه هستند عبارتند از : همان مقدماتى كه ضمن وجه تسميه بدانها اشاره شد از قبيل : مساوى المساوى مساو . كه با مثال الف ، ب و ج بيان شد و مماثل المماثل مماثل در مثال : « زيد مماثل بكر است ، و بكر مماثل خالد است ؛ پس زيد مماثل خالد است » ، و مشابه المشابه مشابه و جزء الجزء جزء و . . . امّا مقدماتى كه كاذب باشند ، از قبيل : نصف النصف نصف ، ثلث الثلث ثلث ، مباين المابين مباين و . . . كه ازين مقدمات قياس مساوات منتج نيست ، مثلا اگر بگوييم :