على محمدى خراسانى
178
شرح منطق مظفر (فارسى)
« عدد دو ، نصف عدد چهار است ، و عدد چهار ، نصف عدد هشت است » نمىتوانيم نتيجه بگيريم كه : پس عدد دو نصف عدد هفت است ؛ و علّت كذب اين مقدمهء خارجى است كه : « نصف النصف نصف » ، كه غلط است ، چون نصف نصف ، ربع است نه نصف . و يا : « عدد سه ثلث عدد نه است » ، و « عدد نه ثلث عدد بيست و هفت است » ، نمىتوان نتيجه گرفت : « پس عدد سه ثلث عدد بيست و هفت است » ، و علت عدم انتاج كذب مقدمهء خارجى : « ثلث الثلث ، ثلث » است . و يا : « انسان مباين فرس است » ، و « فرس مباين ناطق است » نمىتوان گفت : « پس انسان هم مباين ناطق است » ، و علت عقم اين قياس ، كذب مقدمهء خارجى : مباين المباين مباين است ، زيرا كليت ندارد . گاهى مباين مباين ، مباين است مثل : انسان ، فرس ، بقر . و گاهى مباين مباين ، مساوى است نه مباين مثل : انسان ، فرس ، ناطق . 4 . تجزيه و تحليل قياس مساوات : قياس مساوات چنانكه مشاهده شد به علت شكل ظاهريش با هيچكدام از انواع قياس از حيث هيئت و شكل منطبق نيست ، نه مىتوان نامش را قياس استثنايى گذاشت چون مشتمل بر استثناء نيست ؛ و نه نامش قياس اقترانى شرطى است ، چون از قضاياى شرطيه در آن به كار نرفته است ؛ و نه نامش قياس اقترانى حملى است به اعتبار هركدام از اشكال اربعهء آن است ، زيرا در قياس اقترانى حملى بايد اوسط به تمام و كمال ، لفظا و معنا در هردو مقدمه تكرار شود ، يا در هردو مقدمه تمام موضوع باشد ، و يا در هر دو مقدمه تمام محمول و جزء تام باشد ، و يا در يكى تمام موضوع و در ديگرى تمام محمول يا بالعكس باشد ، امّا در قياس مساوات ، « اشتراك » در تمام وسط نيست بلكه در جزء وسط است ، مثلا در همان مثال معروف مذكور ، در مقدمهء اول آن ( صغرى ) مىگوييم : « الف مساوى ب است » ، كه « الف » موضوع و « مساوى ب » محمول است ، ولى در مقدمهء دوم تمام محمول و اوسط نيامده بلكه جزئى از آن ذكر شده ، يعنى گفتهايم : « ب مساوى ج است » و كلمهء « ب » جزء اوسط است نه تمام آن ، تمام اوسط كلمهء « مساوى ب » است كه لفظ « مساوى » نيامده ، لذا موافق قواعد قياس اقترانى هم نيست . روى همين اصل ناچاريم آن را تجزيه و تحليل كره و به يك قياس منتظم و داراى نظام