على محمدى خراسانى
116
شرح منطق مظفر (فارسى)
در اينجا لازم است پيش از بحث قياس مزبور ابتدا طريقهء تحويل منفصله به متصله و طريق تحويل متصلّه به منفصله را بشناسيم ؛ پس بحث ما در دو مقام است : 1 . طريقهء تحويل شرطيهء منفصله به شرطيهء متصله ؛ 2 . طريقهء تحويل شرطيهء متصله به شرطيهء منفصله . مقام اوّل : بهطور كلى شرطيهء منفصله يا عناديه است ، و يا اتفاقيه ولى چنانكه قبلا گفته شد ما از اتفاقيات بحثى نداريم پس بحث منحصر مىشود به عناديّات و منفصلهء عناديه ( چنانچه در باب تقسيمات قضايا بيان شد ) به اعتبارى سه قسم مىشود : 1 . حقيقيه 2 . مانعة الجمع 3 . مانعة الخّلو و هركدام از لحاظ محصورات اربع به چهار قسم تقسيم مىشوند ، زيرا يا موجبهء كليه هستند ، يا سالبهء كليه و يا موجبهء جزئيه ، يا سالبهء جزئيه و از ضرب سه در چهار دوازده صورت پديد مىآيد و بنابراين قاعده نيازمند دوازده مثال هستيم ولى مطلب را در شش مثال خلاصه مىكنيم كه سه مثال آن از موجبات و سه مثال از سالبهها است ، ضمنا سور قضيهء منفصله را ذكر نمىكنيم تا شما آزاد باشيد و بتوانيد در موجبات ، سور موجبهء كليه را كه « دائما و ابدا » است ، بياوريد و مثال براى موجبهء كليه باشد و يا سور موجبهء جزئيه را كه « قد يكون » است ، بياوريد همچنين در سالبهها سور سالبه كليه را كه « ليس البتة » است ، يا سور سالبهء جزئيه را كه « قد لا يكون » باشد ، بياوريد . اينك اين شش مثال را در دو بخش بيان مىكنيم : بخش اول . طريقهء تحويل منفصلات موجبه به متصلات . بخش دوم . طريقهء تحويل منفصلات سالبه به متصلات . امّا موجبات : چنانكه اشاره شد منفصله موجبهء عناديه ، يا حقيقيه است يا مانعة الجمع و يا مانعة الخّلو و براى هريك مثالى آورده و طريقهء تحويل را محاسبه مىكنيم . منفصله حقيقيه موجبه : قضيهء منفصلهاى است كه در آن به تنافى ، انفصال و تعاند دو نسبت هم در صدق و هم در كذب حكم شده باشد ، يعنى هم اجتماع و هم ارتفاع محال است ، مثال : « العدد امّا زوج و امّا فرد » . حال هر منفصلهء حقيقيهء موجبه ، مستلزم چهار شرطيهء متّصلهاى است كه از حيث كميت و كيفيت با آن منفصله توافق دارند يعنى اگر قضيهء اصل ، منفصلهء كليه بود اين قضاياى محوّلهء كليه هستند و اگر اصل جزئيه بود ، قضيهء محوله نيز جزئيه هستند و اگر