على اصغر ظهيرى
128
قصص الحسين (ع) (فارسى)
زدند : مواظب باش ! او اهميّت نداد و سالم با شمشير بر او حمله كرد . در اين درگيرى انگشتان دست چپ « عبداللَّه بن عمير » قطع شد ، اما هر دو نفر آنها را كشت و بسوى امام عليه السل برگشت در حالى كه رجز خوانى مىكرد . همسرش ام وهب تا اوضاع را چنين ديد عمود خيمه را كشيد و بسوى همسرش آمد و گفت : پدر و مادرم به فدايت ، دست از مبارزه برندار . عبداللَّه همسرش را بر گرداند ولى او لباس همسر خود را گرفته و مىگفت : هرگز تو را رها نمىكنم تا در كنارت كشته شوم . عبداللَّه در حالى كه دست راستش بر اثر خون كشته شدگان به دسته شمشير چسبيده بود و از دست چپش خون جارى بود نتوانست همسرش را برگرداند . امام حسين عليه السل او را باز گرداند ، در اين هنگام « مر و بن صحاج زبيدى » به راست لشكر امام عليه السل حمله كرد و « شمر » به طرف چپ لشكر امام ، اما ياران امام عليه السل مقاومت مىكردند . عبداللَّه همچنان مىرزميد و گروهى را به هلاكت رساند تا اينكه « هانى بن ثبيت » و « بكير بن حى تيمى » بر او حمله بردند و او را به شهادت رساندند . در اين هنگام سپاه لشكر عمر بن سعد يكباره از سواره و پياده به ياران امام عليه السل حمله بردند و جنگ سختى در گرفت و بيشتر