على محمدى خراسانى
86
شرح منطق مظفر (فارسى)
1 . مطابقيه . 2 . تضمنيه . 3 . التزاميه . هركدام از اين اقسام غير از ديگرى و مباين با ديگرى است يعنى لا شىء من المطابقة بالتضمن و الالتزام ، و هيچ تضمّنى مطابقه و التزام نيست ، و هيچ التزامى هم تضمّن و مطابقه نيست . دلالت مطابقيه : دلالت لفظ بر تمام معناى موضوعله را دلالت مطابقى گويند . مثلا لفظ كتاب براى دلالت بر مجموع ما بين الدفتين وضع شده وقتى مىگوئيم : كتاب دائرة المعارف ، منظور مجموع ما بين الجلدين است كه شامل خود جلد ، ورقهاى خالى ، مكتوب ، عكسها و نقشهها مىگردد و دلالت كلمهء كتاب بر اين معنا از نوع دلالت مطابقى است يعنى دلالت بر تمام ما وضعله . مثال ديگر لفظ انسان براى حيوان ناطق وضع شده آنگاه اگر در مقام استعمال از كلمهء انسان همين معنا اراده شود و لفظ بر همين معنا دلالت كند مطابقى خواهد بود . تشبيه : مثل لفظ نسبت به معنا در دلالت مطابقى مثل جامهاى است كه بر قامت انسان اندازه باشد نه زيادتر و نه كمتر يا مثل آئينه تمامنمايى است كه تمام هيكل معنى را نشان مىدهد . وجه تسميه : دلالت مطابقى را كه مطابقى يا تطابقى گويند بدان جهت است كه لفظ و معنا با يكديگر تطابق و هماهنگى دارند . اقسام دلالت مطابقى : 1 - گاهى معناى مطابقى يك معناى بسيط است مثل معناى ذات اقدس الهى و كلمهء اللّه كه دلالت مىكند بر ذاتى كه مستجمع جميع صفات كماليه است و خارجا و ذهنا داراى بساطت است و تركيب از اجزاء ماديه ، ماده و صورت ، فقدان و وجدان ( كه شرّ التراكيب است ) و جنس و فصل در آن ذات راه ندارد و گاهى معناى مطابقى ، مركب و ذات الاجزاء است آن هم گاهى مركب خارجى است مانند هيكل زيد يا اجزائى كه در خارج موجودند و گاهى مركب ذهنى و عقلى و تحليلى است مانند انسان كه در خارج ، حيوانيت و ناطقيت به يك وجود موجودند ولى در محيط ذهن كه مىآيند عقل قادر است آنها را به جنس و فصل يا اجناس و فصول تجزيه و تحليل كند و گرنه تركيب خارجى نيست . 2 . گاهى دلالت مطابقيه تحقيقى است و گاهى تقديرى ، تحقيقى در فرضى است كه لفظى براى معنايى وضع شده و در مقام استعمال هم در آن معنا فراوان استعمال شده و