على محمدى خراسانى
87
شرح منطق مظفر (فارسى)
مطابقه حقيقتا تحقق يافته مثل انسان در حيوان ناطق . تقديرى در فرضى است كه لفظ براى معنايى وضع شده ولى هيچگاه در خود آن معنا استعمال نشده بلكه هميشه يا در جزء آن و يا خارج لازم آن به كار رفته كه اگر در خود آن معنا استعمال مىشد مطابقه تحقق مىيافت ولى استعمال نشده از اينرو ، تقديرى گويند . 3 . اين تقسيم از آن مطلق دلالت لفظيه است : دلالت يا اصليه است يا تبعيه . دلالت اصليه آن است كه دلالت لفظ بر معنا ، مقصود بالاصالة و بالذات باشد يعنى از اول كه لفظ وضع شده هدف اصلى رساندن اين معنا بوده و آن در دلالت مطابقى منحصر است . دلالت تبعيه آنست كه به تبع مراد متكلم از كلام فهميده مىشود مثل دلالت لفظ بر جزء معنا كه در ضمن دلالت بر كل است . دلالت تضمنيه : عبارت است از دلالت لفظ بر جزء معناى موضوعله كه اين جزء در ضمن اصل معنا داخل بوده و ضمن اينكه دلالت بر كل دارد بر تكتك اجزاء هم دلالت مىكند و اين دلالت استقلال ندارد . مثال دلالت لفظ كتاب بر يك ورق يا دلالت كتاب تنها بر جلد ، دلالت كتاب بر فهرست تنها همچنين دلالت لفظ انسان بر ناطق تنها يا حيوان تنها . بنابراين اگر دو نفر كتابى را معامله كنند و بايع بگويد : « بعتك هذا الكتاب » قضاوت عرف همچنين مشترى اين است كه مجموع ما بين الدفتين مبيع است آنگاه اگر بعدا بايع بگويد : منظور من ماعداى جلد كتاب بوده ، مشترى قبول نكرده و عليه او احتجاج مىكند كه هنگام فروش چيزى را استثناء نكردى بلكه كتاب فروختى و كتاب يعنى مجموعهاى كه جلد هم جزء آن است پس حق ندارى استثناء كنى ، در اين مثال لفظ كتاب بالتضمن بر جلدش دلالت دارد . شرط دلالت تضمنيه آن است كه معناى مطابقى مركب و ذات الاجزاء باشد و گرنه جزئى نخواهد بود تا دلالت تضمنيه باشد ، پس در معناى بسيط راه ندارد . اقسام دلالت تضمنيه : گاهى دلالت تضمنيه صددرصد از كلام بالتبع اراده مىشود مثل اينكه انسان را در حيوان ناطق استعمال كرده كه ضمنا بر حيوان تنها دلالت دارد و گاهى با لاستقلال مثل اينكه انسان را تنها در معناى حيوان استعمال كند . ) ( البته به يك حساب دلالت اصليه شامل مطابقى و تضمنى و التزامى هست و دلالت تبعى منحصر به