على محمدى خراسانى

85

شرح منطق مظفر (فارسى)

دلالت لفظيه دلالت وضعيه دو شعبه دارد و تنها دلالت وضعيهء لفظيه مورد بحث است و در اين رابطه دو بحث داريم : 1 . بيان تعريف . 2 . بيان اقسام . در محيط ذهن ما ميان هر لفظ با معناى مناسب آن يكنوع علقه و پيوند بسيار قوى و مستحكمى وجود دارد به‌گونه‌اى كه از شنيدن هر لفظى معناى خاص آن به ذهن تبادر مىكند مثلا از شنيدن لفظ انسان معناى حيوان ناطق به ذهن مىآيد نه معناى جسم سيال بارد بالطبع . اين علقهء ذهنيه و انتقال ذهن از شنيدن يك لفظ بسوى معناى حقيقى آن دو عامل دارد : 1 . ملازمهء وضعيه يعنى اينكه واضع ، لفظ كذا را براى معناى كذا وضع كرده باشد ( چون دلالت لفظ بر معنا وضعى است نه طبعى يا ذاتى و عقلى ) . 2 . مستمع هم عالم به وضع باشد يعنى بداند كه فلان لفظ داراى فلان معنا است تا هنگام شنيدن ، به آن معنا منتقل شود و گرنه كسى كه عالم به وضع نيست و نمىداند كه در لغت عرب كلمهء اسد به چه معنا است ، هرگز از شنيدن لفظ اسد به معناى حيوان مفترس منتقل نمىشود ولى عالم به وضع به معناى لفظ منتقل مىشود . البته اگر لفظ در معنا كثير الاستعمال باشد انتقال ذهن سريع است و اگر قليل الاستعمال باشد انتقال بطيئى است چون چندان انس و الفت ذهنى ندارد . بنابراين دلالت لفظيه را اين گونه تعريف مىكنيم : دلالت لفظيه عبارت است از بودن يك لفظ ( مثلا انسان ) داراى حالت و حيثيتى كه از شنيدن آن ذهن به معناى خاص آن ( حيوان ناطق ) منتقل شود و علم بدان حاصل گردد مصنف قيد كرده « بالمعنى المقصود به » اين كلمهء « المقصود به » اشاره به مطلبى است كه در مقدمه هشتم از مقدمات مباحث الفاظ اصول فقه جزء اول به تفصيل بيان كرده‌اند و ما در شرح اصول ج 1 توضيح داده‌ايم . اجمال قضيه اين است كه مصنف دلالت را تابع اراده مىدانند و دلالت تصورى را از مقوله تداعى معانى مىدانند كه با ادنى مناسبتى به ذهن مىآيد . اقسام دلالت لفظيه : دلالت وضعيهء لفظيه در يك تقسيم اساسى به سه قسم متباين منقسم مىشود :