على محمدى خراسانى
79
شرح منطق مظفر (فارسى)
اقسام دلالت بىگمان نظام عالم نظام اسباب و مسببات و علل و معاليل است و هر مسببى داراى سببى است و محال است پديدهاى ( چه در ظرف خارج ) بدون علت ، بوقوع بپيوندد همچنين بايد ميان علت و معلول سنخيت باشد و گرنه لصدر كل شىء عن كل شىء و اللازم باطل فالملزوم مثله . در دلالت نيز ذهن از علم به شىء علم به شىء ديگر پيدا مىكند و اين انتقال ذهن از چيزى به چيز ديگر نيز يك امر حادث و پديده است كه حتما سبب و علتى لازم دارد حال آن سبب چيست ؟ در محيط ذهن ميان آن دو چيز علاقه و پيوند مستحكمى وجود دارد كه آن ارتباط تنگاتنگ سبب انتقال ذهن از يكى به ديگرى مىشود . شايد بپرسيد آن علاقه و ارتباط ذهنى ميان دو چيز از كجا پيدا شده و سبب آن چيست ؟ پاسخ مىدهيم منشأ پيدايش اين علاقهء ذهنى عبارتست از اينكه در خارج و در واقع و نفس الامر ميان آن دو چيز علاقه و ارتباط و ملازمه در كار است و ذهن نخست علم به آن ملازمه پيدا مىكند و سپس بتوسط علم به ملازمه از علم به احدهما به ديگرى عالم مىشود يعنى از علم به ملزوم ، بوجود لازم پى مىبرد و از علم به لازم ، به وجود ملزوم منتقل مىشود براساس قانون قطعى ملازمه . از آنجا كه ملازمه بين دو شىء در خارج انواع و اقسام گوناگون دارد ( گاهى ملازمه ذاتيه و به حكم عقل است و هيچ عامل خارجى دخالت ندارد و گاهى به حكم طبع و مزاج انسان است و گاهى به مقتضاى وضع واضع و اعتبار معتبر است و گرنه ذاتا و طبعا تلازمى نيست ) . از اينرو ، دلالت به سه قسم اساسى تقسيم شده است : 1 . دلالت عقليه . 2 . دلالت طبعيه . 3 . دلالت وضعيه . دلالت عقليه : اگر ميان دو شىء ( كه يكى دال است و ديگرى مدلول ) ملازمهء ذاتيه و عقليه وجود داشته باشد بهگونهاى كه هرگاه در خارج احدهما يافت شد ديگرى هم يافت شود اين دلالت را دلالت عقليه گويند . ويژگى ملازمهء عقليه آن است كه تخلفبردار نيست كه مادّه نقص داشته باشد يعنى حتّى يك مورد يافت نمىشود كه اين ملازمه وجود نداشته و از وجود احدهما وجود