على محمدى خراسانى

68

شرح منطق مظفر (فارسى)

بنابراين وجود خارجى و ذهنى از وجودهاى حقيقيه بوده و تابع وضع واضع و جعل جاعل و اعتبار معتبر نيستند . دامنه وجود ذهنى به مراتب ، از وجودات خارجيه وسيع‌تر است ، زيرا وجودات خارجيه يا واجب الوجود هستند و يا ممكن الوجود ، مادّى هستند يا مجرّد ، جواهر هستند يا اعراض ولى ذهن ما تصوير و ادراكى از وجود خارجيه‌اى كه واجب الوجود بالذات باشد در ذهن دارد و توسط برهان عقلى آن حقيقت را ادراك مىكند و نيز از وجودات مجرّده ( مثل وجود فرشتگان و وجود نفس ناطقه ) آگاهى و ادراك دارد و نيز از وجودات مادّيه‌اى كه در خارج بالفعل موجودند تصويرى دارد و نيز از ممكن الوجودى كه هرگز در خارج يافت نشده و طبق عادت در آينده هم يافت نخواهد شد تصويرى دارد مانند كوهى از ياقوت . دريايى از جيوه ، انسان دو سر و ديگر مثال‌ها . و نيز از امورى كه در خارج ممتنع الوجود هستند تصوير و ادراكى دارد از قبيل مفهوم دور ، تسلسل ، اجتماع ضدين كه اين گونه امور محال و باطل بوده و باطل در عالم راه ندارد بدين‌معنا كه در خارج يافت نمىشود ولى در ذهن ما مفهوم آنها متصور است و گرنه هرگز نمىتوانستيم حكم به استحاله و بطلان آنها داشته باشيم ، چون تصديق و حكم ، فرع بر تصور موضوع و محمول و نسبت است . همچنين ذهن ما معنا و مفهومى از عدم دارد كه از مفاهيم بديهيه نيز به‌شمار مىآيد ، ولى ظرف خارج ظرف وجودات است نه ظرف اعدام و شما نمىتوانيد چيزى را در خارج نشان دهيد كه اسمش عدم باشد ، بلكه همه وجود و هستى است . و نيز ذهن ما مفاهيم كليه و معقولات اولى و ثانيه را ادراك مىكند از قبيل مفهوم كلّى انسان ، حيوان ، جسم ، معرف ، حجت ، نوع و جنس كه در خارج اين امور با همين اوصاف هرگز يافت نمىشود و محيط وجودى آنها ذهن ما است ، زيرا آنچه در خارج يافت مىشود جزئيات و اشخاص است نه كليات و ماهيات ، « لان الشىء ما لم يتشخص لم يوجد » ، بنابراين دامنهء وجودات ذهنيه ( يعنى علم ما ) وسيع‌تر از دامنهء وجودات خارجيه است . 3 . وجود لفظى : « 1 » در اينكه انسان همانند برخى از موجودات زنده از قبيل مورچه

--> ( 1 ) . دو نوع از وجود داريم كه اعتبارى و جعلى هستند و تابع اعتبار معتبر و وضع واضع و جعل جاعل بوده و قراردادى هستند و تا مادامى كه آن اعتبار و قرارداد معتبر باشد اين امر اعتبارى هم هست و به محض لغو قرارداد و روى كار آمدن اعتبار جديد ، همه اعتبارات قديمى تغيير مىيابد . شبيه تغيير